بسم
اللّه الرحمن الرحیم
با سلام احادیث همگی از باب اول کتاب غیبت نعمانی هستند.
وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي
حَمْزَةَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ السَّرِيِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّي لَأُحَدِّثُ الرَّجُلَ الْحَدِيثَ فَيَنْطَلِقُ
فَيُحَدِّثُ بِهِ عَنِّي كَمَا سَمِعَهُ فَأَسْتَحِلُّ بِهِ لَعْنَهُ وَ
الْبَرَاءَةَ مِنْهُ.
يريد ع بذلك أن يحدث به من لا يحتمله و لا يصلح أن يسمعه و يدل قوله
على أنه ع يريد أن يطوي من الحديث ما شأنه أن يطوى و لا يظهر
حسن بن السرى گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: «گاهى حديثى را با
يك نفر مىگويم، بعد از اينكه از من جدا شد آن سخن را به همان صورت كه آن را شنيده
روايت مىكند، و در نتيجه من نفرين و بيزارى از وى را حلال مىشمارم».
منظور آن حضرت از اين سخن اين است كه حديث را به كسى بگويد كه گنجايش
و كشش و تحمّل شنيدنش را ندارد. و اين فرمايش امام عليه السّلام نشان مىدهد
احاديثى كه طبيعت آن اقتضاى پوشيده داشتنش را دارد بايد مخفى بماند و علنى نشود.