بدتر از دجال ...

بسم الله الرحمن الرحیم

حدثنا محمد بن موسى المتوكل عن الحسن بن علي الخزاز قال سمعت الرضا ع يقول‏ إن ممن يتخذ مودتنا أهل البيت لمن هو أشد لعنة على شيعتنا من الدجال فقلت له يا ابن رسول الله بما ذا قال بموالاة أعدائنا و معاداة أوليائنا إنه إذا كان كذلك اختلط الحق بالباطل و اشتبه الأمر فلم يعرف مؤمن من منافق. (صفات الشيعة ؛ ؛ ص8)

حسن خزاز گفت: از امام رضا عليه السلام شنيدم كه فرمود:بعضى از كسانى كه ادعاى محبت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شيعيان ما از دجال بيشتر است. حسن گفت: عرض كردم: اى پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به چه علت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حق و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.

چرا عزاداری؟!(6)

3_آیا مجلس عزاداری در زمان اهل بیت علیهم السلام نیز بوده است؟

چند روایت برای شما محبین اهل بیت علیهم السلام می آورم که بر برپایی مجالس عزاداری و مرثیه سرایی در مصائب امام حسین علیه السلام در زمان ائمه علیهم السلام دلالت دارد:( در ادامه ی مطلب)

ادامه نوشته

چرا عزاداری؟!(5)

 4_مواسات و همدردی با اهل بیت علیهم السلام

یکی دیگر از علل عزاداری مواسات و همدردری با امام حسین علیه السلام است. به این روایات توجه کنید:

(در ادامه ی مطلب)

ادامه نوشته

چرا عزاداری؟!(4)

3_احیای امر الهی

یکی دیگر از علل عزاداری امام حسین علیه السلام احیاء امر اهل بیت علیهم السلام و در نتیجه احیای دین و مذهب حقه ی شیعه ی اثنی عشری است.

1_ و عنه، عن بكر بن محمد، عن أبي عبد الله عليه السلام قال:: قال لفضيل:

«تجلسون‏ و تحدثون؟»

قال: نعم، جعلت فداك.

قال: «إن تلك المجالس أحبها، فأحيوا أمرنا يا فضيل، فرحم الله من أحيا أمرنا.

يا فضيل، من ذكرنا- أو ذكرنا عنده- فخرج من عينه مثل جناح الذباب، غفر الله له ذنوبه و لو كانت أكثر من زبد البحر». (قرب الإسناد (ط - الحديثة) ؛ متن ؛ ص36)

ادامه نوشته

چرا عزاداری؟!(3)

2_ای کاش در کربلا با شما بودم

یکی دیگر از علل عزاداری برای سالار شهیدان شریک بودن در اجر و مصیبت ائمه ی اطهار علیهم السلام و هم ثواب شدن با شهدای کربلا و اظهار برائت و بیزاری از دشمنان اهل بیت علیهم السلام است. شاهدم برای مطلب که محب امام حسین علیه السلام شریک در مصیبت و هم ثواب با شهدای کربلاست روایات زیر است:(در ادامه ی مطلب)

ادامه نوشته

چرا عزاداری؟!(2)

2_برای چه عزاداری می کنیم؟

چند فلسفه و علت را برای عزاداری امام حسین علیه السلام ذکر می کنم و این مسئله مهمتر از آن است که در این مختصر بگنجد:

1_محب برای حزن محبوب محزون است و برای فرح محبوب مفروح و خوشحال است.

اگر انسان محبوبی داشته باشد و به آن محبوب مصیبت عظیمی رسیده باشد به واسطه ی این مصیبت محزون می شود.باید دانست که محبت مراتبی دارد:قلبی، زبانی و فعلی. و محبت وقتی ارزش دارد که قلبی باشد و در افعال و کردار و زبان انسان بروز کند. 

ادامه نوشته

چرا عزاداری؟!(1)

بسم الله الرحمن الرحیم

وبه نستعین انه خیر ناصر و معین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین

و اما بعد این بنده ی حقیر و ذلیل قصد کردم مقاله ای کوتاه و مختصر در رابطه با عزاداری حضرت اباعبد الله، سید الشهداء، امام حسین علیه السلام بنویسم.

سبب نوشتن این مقاله برخوردن به افرادی بودن که در مجالس عزای سید الشهداء علیه السلام شرکت می کردند ولی فلسفه و علت عزاداری را نمی دانستند و سبب دیگر شبهات و تشکیکاتی بود که در عزای مولایم ایجاد می کردند.

امید است به مدد خود حضرت بتوانم خدمت کوچکی به محبین امام حسین علیه السلام کرده باشم و باعث رضایت حضرت صاحب الامر و العصر و الزمان عجل الله فرجه گردم ان شاء الله.

                                                                                                                                                                              12/8/1392

                                                                                                                                                                            محمد صالح 

ادامه نوشته

احادیث جلسه ی قرآن با موضوع زیارت امام حسین علیه السلام در کتاب شریف کامل الزیارات

بسم اللّه الرحمن الرحیم

4- حَدَّثَنِي حَكِيمُ بْنُ دَاوُدَ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ دَاوُدَ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: إِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ مُحَمَّدٍ ص تَحْضُرُ لِزُوَّارِ قَبْرِ ابْنِهَا الْحُسَيْنِ ع فَتَسْتَغْفِرُ لَهُمْ ذُنُوبَهُمْ. كامل الزيارات ؛ النص ؛ ص118

 (1) حكيم بن داود، از سلمة بن الخطّاب، از حسن بن على الوشاء از كسى كه ذكرش نموده، از داود بن كثير، از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:حضرت فاطمه عليها السّلام دخت حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم براى زوّار قبر فرزندش حضرت حسين بن على عليهما السّلام حاضر شده پس طلب آمرزش براى گناهان ايشان مى‏نمايد.

ادامه نوشته

احادیث جلسه ی قرآن با موضوع حسن ظن به خدا

بسم اللّه الرحمن الرحيم

3 عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: يُوقَفُ عَبْدٌ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَيَأْمُرُ بِهِ إِلَى النَّارِ فَيَقُولُ لَا وَ عِزَّتِكَ مَا كَانَ هَذَا ظَنِّي بِكَ فَيَقُولُ مَا كَانَ ظَنُّكَ بِي فَيَقُولُ كَانَ ظَنِّي بِكَ أَنْ تَغْفِرَ لِي فَيَقُولُ قَدْ غَفَرْتُ لَكَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع أَمَا وَ اللَّهِ مَا ظَنَّ بِهِ فِي الدُّنْيَا طَرْفَةَ عَيْنٍ وَ لَوْ كَانَ ظَنَّ بِهِ فِي الدُّنْيَا طَرْفَةَ عَيْنٍ مَا أَوْقَفَهُ ذَلِكَ الْمَوْقِفَ لِمَا رَأَى مِنَ الْعَفْوِ.(المحاسن ؛ ج‏1 ؛ ص25)

امام باقر علیه السلام فرمودند:در روز قیامت بنده ای را در مقابل خداوند نگه می دارند و خداوند به او امر می کند که به سوی آتش رود، پس بنده عرض می کند: خدایا به عزتت قسم که گمان من به تو اینگونه نبود( که مرا بسوزانی) خداوند می فرماید: چه گمانی نسبت به من داشتی؟ بنده عرض میکند: گمان می کردم که برایم (گناهان) را بیامرزی. خداوند می فرماید: قطعا برایت آمرزیدم. امام باقر علیه السلام به خدا سوگند این بنده در دنیا به اندازه ی چشم بر هم زدنی به خدا اینگونه گمان نبرده بود و اگر اینگونه در دنیا به خداوند گمان داشت خداوند او را در آن موقف تا هنگامی که عفو را ببیند نگه نمیداشت.

ادامه نوشته

گـِل پای زوّار قبر این خاندان شفای درد بی درمان

بسم الله الرحمن الرحیم

آیت الله وحید خراسانی:

این فقیه متبحر، آیت الله بروجردی، که اینجا خوابیده، این مرد، در اواخر عمرش با آن سن پیری، مطالعه می کرد دقیق ترین خطوط را. بعد قصه خودش را نقل کرد، گفت: چشم من به یک دردی مبتلا شد، معالجه هر چه کردم اثر نکرد، رفتم برای تشرف به عتبات، به بصره که رسیدم، سوار قطار شدم، در آنجایی که من سوار بودم، این زوار پیاده، که قاصد زیارت سیدالشهداء بودند، سوار شدند.

یکی از اینها خوابیده بود، من از آن گـِل بین انگشتهای پای این شخص، یک کمی برداشتم، به هر دو چشم مجروحم مالیدم، به مجرد اینکه آن گـِل را مالیدم، درد برطرف شد و تا این سال محتاج به عینک نشدم، این معرفت این فقیه متبحّر است.

اگر آنها این معرفت را ندارند که بفهمند گـِل پای زوّار قبر این خاندان، گـِل پای زوّار قبرشان می شود شفای درد بی درمان، آن وقت پای برهنه به بقیع بروی با حفظ الصحة مخالف است؟ اگر معرفت مثل این فحل علم را هم نداری، جوراب را پا کن، اما کفشها را دربیار، آنجا می دانی چه خبر است؟ آنجا جائی است که (ذلک و من یعظم شعائر الله). آن قدرِ متیقن از شعائر الهیّه آن چهار قبر است، تعظیم آن چهار قبر، علامت تقوای دل است،آنها که پا برهنه اند در بقیع، تقوای دلشان در عملشان مجسّم است.

اهل علم، مردم غافل را از خواب غفلت بیدار کنند، حرمت بقیع را نگه دارند، به آن قبرهای خراب شده نگاه نکنند، باید همه پا برهنه آنجا بروند تا به کوریِ چشم آنها که این قبور را خواستند از میان ببرند، روشن بشود که عظمت در حدّی است که سر از پا در این حرم شناخته نمی شود.(منبع:سایت آیت الله وحید خراسانی)

الغوث الغوث الغوث...                                                          


بسم اللّه الرحمن الرحیم

خواستم تا که بیایم سر بازار نشد

تا مرا هم بنویسند خریدار نشد

خواستم تا که به پابوسی یوسف برسم

مثل هر خواسته ی قبل هم این بار نشد

درمیان صف زوّار تو سر گردانم

آه آه نوبت این عبد گنهکار نشد

عاشقان یک به یک از روی تو گل می چینند

ولی افسوس که روزی من این کار نشد

همه ی ترس من این است بگویند آخر

بخت با منتقم سوخته دل یار نشد

اکر از بخت بدم زیر لحد خوابیدم

وگر از قسمت من نوکری یار نشد

بنویسید روی سنگ مزارم ناکام

بنویسید که او زائر دلدار نشد

علّتش چیست چرا از تو جدا افتادم؟

علّتش چیست چرا فرصت دیدار نشد؟

نفس اماره و شیطان و گناه و غفلت

علّت اینهاست اگر یار پدیدار نشد

گفته بودم که به دنبال معاصی نروم

گوش من هیچ بر این حرف بدهکار نشد

سر اعمال بهم ریخته ام گریانم

هرچه کردم نشوم مایه ی آزار نشد

تا به کی شاهد این بزم جسارت باشیم

تا به کی صبر، چرا لحظه ی پیکار نشد

قبر حجر بن عدی در دل عشّاق علی است

بخداوند اگر دشمن او خار نشد

مانده ام از چه به هنگام جسارت کردن

سقف و دیوار حرم بر سرش آوار نشد

حکمتی داشته که مادرتان بی قبر است

خوب شد خون به دل حیدر کرّار نشد     

کسی که امام زمانش را بشناسد...

بسم الله الرحمن الرحیم

عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ مَتَى الْفَرَجُ‏ فَقَالَ يَا أَبَا بَصِيرٍ وَ أَنْتَ مِمَّنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا مَنْ عَرَفَ هَذَا الْأَمْرَ فَقَدْ فُرِّجَ عَنْهُ‏ لِانْتِظَارِهِ.

ابو بصير گويد: بامام صادق عليه السلام عرضكردم: قربانت گردم، كى فرج و گشايش باشد؟ فرمود اى ابا بصير! تو هم از جمله دنياخواهانى؟ كسى كه اين امر را بشناسد، براى او بواسطه انتظارش فرج حاصل شده. الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص371

گویا چون حضرت صادق علیه السلام میدانسته اند که انتظار ابوبصیر (ممکن) است برای رسیدن به منافع مادی و امور دنیوی باشد از او پرسیدند که تو هم از جمله ی دنیا خواهانی؟ باید نیتمان برای انتظار صحیح باشد، نه اینکه برای منافع دنیوی فرج حضرت را بخواهیم.به راستی چقدر حضرت را می شناسیم؟ مطالبی که راجع به حضرت می دانیم به اندازه ی یک برگ کاغذ می شود؟

ادامه نوشته

سبب غیبت امام زمان عج خود ما هستیم...

بسم الله الرحمن الرحیم

یادمان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد                                                                                                                                     مهدی فاطمه تنهاست از او یاد کنیم

قال المهدی عج:وَ لَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا وَفَّقَهُمْ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْيُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا فَمَا يَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا يَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَكْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ‏ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ‏ وَ هُوَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ‏ وَ صَلَاتُهُ عَلَى سَيِّدِنَا الْبَشِيرِ النَّذِيرِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّم‏.

(الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) ؛ ج‏2 ؛ ص499)

امام زمان عجل الله تعالی فرجه فرمودند:و چنانچه شيعيان ما- خدا به طاعت خود موفّقشان بدارد- قلباً در وفاى به عهدشان اجتماع مى‏شدند نه تنها سعادت لقاى ما از ايشان به تأخير نمى‏افتاد، كه سعادت مشاهده ما با شتاب به ايشان مى‏رسيد و اين مشاهده در پرتو شناخت كامل ما و صداقت محض نسبت بما مى‏بود، بنا بر اين هيچ چيز ما را از ايشان محبوس نمى‏دارد جز اخبارى كه از ايشان بما مى‏رسد و ما را ناراحت مى‏سازد و از ايشان انتظار نداريم، و تنها از خدا بايد يارى خواست و او براى ما كافى و نيكو كارگزار و پشتيبانى است، و صلوات و سلام خداوند بر آقا و سرورمان؛ بشير و نذير؛ محمّد و آل پاكش باد.

ادامه نوشته

حجیت احادیث و روایات با استفاده از قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم

به درخواست دوستان این مقاله رو نوشتم.

ان شاء الله در این مقاله ی کوتاه با مبنای حدیث و چگونگی اثبات آن با توجه به قرآن آشنا می شوید. 

ادامه نوشته

مناقب حضرت زهرا سلام الله علیها در کتب اهل سنت(قسمت دوم)

(كنز العمال ج 6 ص 219) و لفظه: إن أول شخص يدخل الجنة فاطمة بنت محمد صلى اللّه عليه (و آله) و سلم و مثلها فى هذه الأمة مثل مريم فى بنى إسرائيل، قال: أخرجه أبو الحسن أحمد بن ميمون فى كتاب فضائل على عليه السلام، و الرافعى عن بدل بن المحبر عن عبد السلام بن عجلان عن أبى يزيد المدنى- يعنى عن النبى صلى اللّه عليه (و آله) و سلم.

(2) [كنز العمال 6/ 219] در روايت آمده است: نخستين كسى كه وارد بهشت مى‏شود، دختر محمّد صلّى اللّه عليه و آله است. مثل فاطمه عليها السّلام در اين امت، مثل حضرت مريم عليها السّلام است در ميان مردم بنى اسرائيل.

ادامه نوشته

مناقب حضرت زهرا سلام الله علیها در کتب اهل سنت(قسمت اول)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

(مستدرك الصحيحين ج 3 ص 153) روى بسنده عن على عليه السّلام قال: قال رسول اللّه صلى اللّه عليه (و آله) و سلم لفاطمة: إن اللّه يغضب لغضبك و يرضى لرضاك، (قال) هذا حديث صحيح الإسناد، (أقول) و رواه ابن الأثير أيضا فى أسد الغابة (ج 5 ص 522) و ابن حجر أيضا فى إصابته (ج 8 ص 159) و فى تهذيب التهذيب (ج 12 ص 441) و ذكره أيضا المتقى فى كنز العمال (ج 7 ص 111) و قال: أخرجه ابن النجار.

(2) [مستدرك حاكم 3/ 153] از حضرت على عليه السّلام روايت مى‏كند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خطاب به فاطمه عليها السّلام، فرمود: به راستى خداى تعالى به خاطر خشم و غضب تو، خشمناك مى‏شود و به واسطه خرسندى تو، خرسند مى‏گردد.

ادامه نوشته

آیا فلسفه و عرفان اصطلاحی مطابق شرع است؟

بسم الله الرحمن الرحیم

در این بخش تعدادی از نظرات فلاسفه و عرفا را آورده ام.

 خودتان قضاوت کنید...
"موجود و وجود، منحصر در حقيقتي است که واحد شخصي است و شريکي در موجوديت حقيقي ندارد و در خارج، فرد دومي براي آن در كار نيست، و در سراي هستي غير از او احدي وجود ندارد، و تمام چيزهايي که در عالم وجود به نظر مي‌‌آيد که غير واجب معبود باشد تنها و تنها از ظهورات ذات و تجلّيات صفات اوست که در حقيقت عين ذات او مي‌‌باشد. بنابر اين هر چيزي که ما ادراک مي‌‌کنيم همان وجود حق است که در اعيان ممکنات مي‌‌باشد... پس "عالم"، خيال است و وجود واقعي ندارد. و اين بيان آن چيزي است که عارفان حقيقي و اولياي محقق به آن معتقدند".  الاسفار ملا صدرا ج2 ص 292 تا 294

ادامه نوشته

علماء سوء(ویرایش شد)

بسم الله الرحمن الرحیم

بسیار متاسفم ولی مجبور شدم این حدیث رو بگذارم. چون شنیدم بعضی ها میگویند رقص در بعضی از مجالس اهل بیت علیهم السلام اشکالی ندارد.

نعوذ بالله من ذلک.

در ادامه ی مطلب حدیثی را میبینید که در آن امام حسن عسکری علیه السلام علماء بد را توصیف کرده اند.

ادامه نوشته

احادیث جلسه ی قرآن با موضوع امتحان ها در زمان غیبت امام زمان (عج)

سلام علیکم

سند احادیث کتاب غیبت نعمانی باب دواردهم است.

وَ أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ‏ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى قَالَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا ع‏ وَ اللَّهِ لَا يَكُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَيْهِ أَعْيُنَكُمْ حَتَّى تُمَحَّصُوا وَ تُمَيَّزُوا وَ حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْكُمْ إِلَّا الْأَنْدَرُ فَالْأَنْدَرُ.

ابو الحسن (امام رضا) عليه السّلام فرمود: بخدا قسم آنچه كه چشم براه آن داريد انجام نپذيرد تا آنكه پاك شويد و تميز يابيد و تا آنكه نماند از شما مگر كمتر و باز كمتر.

 

ادامه نوشته

تو گاوی!

چه برسرمان آمده؟

با اندک مسئله و درگیری می خواهیم همدیگر را بکشیم!ظریفی می گفت تنها در ایران است که امکان دارد بعد یک تصادف جزئی قتلی اتفاق بیفتد...

 وقال له نصراني : أنت بقر ؟ قال : أنا باقر ، قال : أنت ابن الطباخة ؟ قال : ذاك حرفتها ، قال : أنت ابن السود الزنجية البذية ، قال : إن كنت صدقت غفر الله لها ، وإن كنت كذبت غفر الله لك . قال : فأسلم النصراني .

و آن مرد نصرانی امام باقر (ع) را خطاب قرار داد و به ایشان گفت: "تو گاوی!" (تشابه کلمات بقر و باقر)

حضرت به ایشان فرمودند: من باقر هستم.(باقرالعلوم به معنای شکافنده علوم است)

 

ادامه نوشته

و اذا الوحوش الزوجت!

و اذا الوحوش الزوجت!

چه بر سرمان آمده؟

چرا زندگی ها اینقدر سخت شده؟ چرا دو انسان که زندگی خود را با عشق آغاز می کنند هنوز چندی نگذشته کار به جنگ و دعوا و گروکشی می رسه؟چرا باید هر روز راه دادگاه بروند؟بعد طلاق و حالا هم جشن طلاق بگیرند!!!آری جشن طلاق...تا بحال دعوتنامه آن را نگرفته اید؟بزودی خواهید دید.

مگر خداوند نفرموده :

 وَمِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيهَا وَجَعَلَ بَينَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يتَفَكَّرُونَ(الروم/21)
و از نشانه‌هاي او اينکه همسراني از جنس خودتان براي شما آفريد تا در کنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد؛ در اين نشانه‌هايي است براي گروهي که تفکر مي‌کنند!

پس این مودت کجاست؟

مگر طلاق منفورترین حلال خدا نیست...

چه برسرمان آمده؟

چه برسرمان آمده؟

این یک موضوع جدید خواهد بود که از مشکلات رایج مسلمانان به خصوص شیعیان این زمان بحث می کند و از این به بعد تحت این عنوان به آن می پردازیم.

کافیست در خیابانها و معابر شهر قدمی بزنیم تا بسیاری از مسائلی ضد دینی را ببینیم که در قدیم ناهنجار بوده اند و الان هنجار و بقولی کلاس افراد شده اند.می توانید حدس بزنید چه چیزهایی را میخواهم بگویم مگه نه؟

بگذریم مگر جامعه را می شود درست کرد؟ شما بگویید آیا امکان پذیر هست چگونه؟

یکی از فامیل های من در تهران می گوید بطور معمول هفته ای چند بار شب نامه هایی به خانه ما انداخته می شود که مضمون کلی آنها ضد دینی است.پرسیدم مثلا چه چیز؟ گفت مثلا نوشته اند 124000 پیامبر و 12 امام برای مردم چه کرده اند؟ آیا هیچ اختراعی یا اکتشافی کرده اند؟ آیا دردی از مردم زمان خویش برداشته اند؟ آیا بیشتر بر مشکلات مردم نیافزوده اند؟

چه جوابی برای او دارید؟