تفسير دعاي صنمي قريش از زبان ابراهيم ابن علي عاملي کفعمي
کفعمي رحمه الله عليه ذکر کرده که: اين دعا (صنمي قريش ) از پوشيده
ترين اسرار واز پر
فضيلت ترين اذکار است. امير المومنين در شب و روز و دروقت سحر بر اين
دعا مواظبت
داشت.
*”اللهم العن صنمی قریش و جبتیها و طاغوتیهما و ابنتیهما.“که منظور از
دوصنم قریش و دو جبت
طاغوت ابوبکر و عمر پدر زنان پیامبر منظور از ابنتیهما عایشه وحصفه
همسران پیامبر صلی الله علیه
وسلم هستند.
و ضميربکار رفته درجبتيها و طاغوتيها و افکيها به کلمه
قريش بر ميگردد.
و هرکس انها را جبتيهما و طاغوتيهما و افکيهما به منظور مثني (دوتا) بخواند درست
نيست و اشتباه مي خواند زيرا اگر ضمير در لغت به جبتي الصنمين و
طاغوتيهما و افکيهما
برگردد درست نيست زيرا اين منظور اميرالمومنين نمي باشد و منظور و
مراد ايشان لعن دو
بت قريش (ابا بکر و عمر لعنت الله عليهم ) است.و از اينکه ان دو بت
رابه جبت
وطاغوت
و افک وصف کرده به جهت بسياري فسادشان و زياد بودن عناد و لجبازي و دشمنيشان
بوده است. و اشاره به باطل کردن واجبات اللهي و جلوگيري کردن از اجراي
احکام رسول
خدا( صلي الله عليه و اله و سلم )و ان دو بت خود فحشا و منکر مي باشند
. و شارح اين دعا
اسعد ابن عبدالقاهر در کتاب( رشح البلاء ) در شرح اين دعا مي گويد :
دو بت ملعون(ابا بکر و عمر) همان فحشا و منکر هستند واينکه
اميرالمومنين عليه السلام
انها را به جبت و طاغوت تشبيه کرده به خاطر دو دليل است . يکي اينکه منافقين
در اوامر و
نواهي و دستورات غير مشروعه از ان دو تبعيت مي کنند . و از اين جهت
برائت از انها
واجب است که خداوند تعالي فرموده:
فَمَنْ يَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ
اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى...بقره ايه(256)
و دردعا جايي که فرموده :اللذين خالفا امرک اشاره به ايه قران دارد
(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ..... .نساء آيه 59
پس ان دو مخالفت کردند با خدا و رسولش در باب وصي و جانشين پيامبر بعد
از اينکه نص
خدا و رسولش را در اين موضوع شنيد ند.و در اين راه گمراه شدند و گمراه
کردند و هلاک
شدند و هلاک کردند. و منظوراز انکرا وحيک در دعا اشاره به انکار سخن خداوند متعال
دارد : (بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ
تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ. مائده ايه 67) و
منظور از جحدا انعامک اشاره به اين دارد که خداوند متعال حضرت محمد
(صلي الله عليه و
اله و سلم ) را مبعوث گردانيد تا رحمة للعالمين باشد و اوامر ايشان را
تبعيت کنند و از
نواهي ايشان دور شوند . پس اگر از انجام احکام رسولخدا (صلي الله عليه
و اله و سلم) سر
باز بزنند و کلام ايشان را قبول نکنند پس بدرستي که کفران نعمت ايشان
کرده اند و
همانگونه مي شوند که خداوند سبحان مي فرمايد :
(کُلَّما جاءَهُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقاً
کَذَّبُوا وَ فَرِيقاً يَقْتُلُونَ.مائده ايه (70)
و اما منظور از عصيا رسولک اشاره به اين کلام رسول خدا (صلي الله عليه
واله وسلم )دارد
که فرمود: يا علي من اطاعک فقد اطاعني و من عصاک فقد عصاني. يعني
اينکه اي علي هر
کس از تو اطاعت کند ازمن اطاعت کرده و هر کس با تو مخالفت کند با من
مخالفت کرده
است .
و اما منظور از قلبا دينک اشاره دارد به احکامي که در دين خدا تحريف و ان را عوض
کرده اند مانند تحريم دو متعه بد ست عمر لعنت الله عليه يعني متعه
تمتع و متعه نکاح و
چيزهاي ديگر که در اين مکان جاي ذکر انها نيست.
و اما منظور از فرض غيروه تغيير فرائض اشاره به اين دارد که امير المومنين فرمود:
که
پيامبر شب معراج ديد که بر روي ورقي از نور نوشته شده بود: افترضت محبة علي
على أمتک فغيروا فرضه و مهدوا لمن بعدهم بغضه و سبه حتى سبوه على
منابرهم ألف شهر
ترجمه : من (خداوند ) واجب کردم محبت علي را بر امت تو پس انها اين
فريضه واجب را
تغيير دادند و راه بغض و دشنام به علي را براي ديگران مهيا کردند تا
جايي که هزار ماه بر
روي منابر دشنام و سب علي ميکردند .(لعنت الله عليهم اجمعين ) و منظور
از امام قهروه
خود ايشان يعني جناب اميرالمومنين مي باشند . و منظور از کافر نصروه اشاره به
تمام
کساني که دشمني علي عليه السلام کرده و با خدا و رسولش مخالفت مي
کنند. و خداوند
سبحان مي فرمايد : (لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ
الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ
اللَّهَ ......مجادله ايه 22) ترجمه : اي پيامبر هرگز قومي را نمي بيني که ايمان بخدا و
روز قيامت اورده اند ودوستي با دشمنان خدا مي کنند ........
و منظور از صا دق طرد وه اشاره به ابوذر رحمه الله عليه دارد که توسط
عثمان لعنت الله
عليه به صحراي ربذه تبعيد شد.و پيامبر در حق ابوذر فرمود
و منظور از طريد آووه اشاره به ابن ابي عاص دارد که توسط پيامبر تبعيد
شد و هنگامي که
عثمان ملعون خلافت را بعد از ان دو خليفه غصب کرد به او پناه داد. و
منظور از ولي آذوه
يعني ازار و اذيت امير المومنين علي عليه السلام است . و منظور از
منافق ولوه
اشاره به
دوستي با منافقاني مانند معاويه و عمرو بن عاص و مغيره بن شعبه و وليد
بن عتبه و
عبدالله بن ابي سرح و نعمان بن بشير لعنت الله عليهم اجمعين دارد. و
منظور از مومن
ارجوه اشاره به اصحاب اميرالمومنين عليه السلام مانند سلمان و مقداد و
عمار و ابوذردارد
که انها را يا تبعيد کرده و يا به انزوا کشيدند و افراد پست را جاي
انها قرار دادند. در
صورتي که پيامبرانها را مقدم بر ديگران ميداشت .
و منظور از حق اخفوه اشاره به فضائل اميرالمومنين عليه السلام ازجمله
نص صريح پيامبر
در مورد خلافت امام علي عليه السلام در روز غدير و مانند حديث طائر و
کلام پيامبر در روز
جنگ خيبر که فرمود فردا پرچم را به دست مردي ميدهم که خدا و رسولش را
دوست دارد و
خدا و رسولش او را دوست دارند کسي که جنگنده شکست ناپذير است و از جنگ
فرار نمي
کند و باز نمي گردد تا خداوند به دست او در خيبر را باز کند.
و حديث سطل و منديل و نزول سوره هل اتي در شان ايشان و چيزهاي ديگر که
مجال بازگو
کردن ان در اينجا نيست
.
و اما منظور از منکر آتوه منکراتي است که آن دو ملعون بسيار زياد
بدعت
گذاشتند که عدد انها قابل شمارش نيست. بطوري که عمر ملعون 70
جریان
غير مشروع را در جده به وجود اورده است و علامه قدس الله سره در کتاب
کشف الحق و نهج الصدق اورده که هرکس که بخواهد اطلاع يابد به
منکراتي که ان ملعونها پايه گذار ان بودند و هرچه پليدي از اولين و
اخرين انها سر زده
رجوع کند به کتاب مذکور و يا کتابهاي ديگر مانند الاستغاثة في بدع الثلاثة و کتاب
مسالب الغواصب في مثالب النواصب و کتاب الفاضح و کتاب الصراط
المستقيم و غيره که مجال نام بردن انها نيست.