آیا فلسفه و عرفان اصطلاحی مطابق شرع است؟
عالم قديم است". هزار و یک نکته، حسن زاده ی آملی،ص103
"منزه آنكه اشيا را ظاهر كرد، و خود عين آنها است". فتوحات چهار جلدی ج 2 ص459
"او به صورت خلق خود ميباشد، بلكه عين هويت و حقيقت خلق خود است". فصوص الحکم، ابن عربی ص 286
"هنگامي كه ما خداوند را شهود ميكنيم خودمان را شهود كردهايم، زيرا ذات ما عين ذات اوست، هيچ مغايرتي بين آن دو وجود ندارد جز اينكه ما به اين صورت در آمدهايم و او بدون صورت است...؛ و هنگامي كه او ما را شهود ميكند، ذات خودش را ـ كه تعيّن يافته و به صورت ما درآمده و ظهور كرده است ـ مشاهده ميكند". شرح فصوص الحکم ص389
"عارف كسي است كه حق را در هر چيزي ببيند؛ بلكه عارف حق را عين هر چيزي ميبيند". فصوص الحکم ص192
"من نگفتم: "اين سگ خداست". من گفتم: "غير از خدا چيزي نيست"... وجود بالاصالة و حقيقة الوجود در جميع عوالم... اوست تبارك و تعالي"! روح مجرد، حسینی طهرانی ص515
"چون به دقت بنگري آنچه در دار وجود است وجوب است و بحث در امكان براي سرگرمي است"! ممد الهمم در شرح فصوص الحکم،حسن زاده ی آملی ص 107
"آنچه ديده مي شود همان حق است و خلق وهم و خيال مي باشد". شرح فصوص الحکم ص 715
"دعوت انبيا همين است که اي بيگانه به صورت، تو جزء مني، از من چرا بيخبري؟ بيا اي جزء، از کل بيخبر مباش"! مقالات شمس تبریزی ج1 ص162
"تمام اشيا در مقام ذات مندرج بودهاند... تمام ذرات از آنجا تابش كرده است". نشان از بی نشانها ص 163و164
"مراد ما از وحدت وجود، عينيت وجود زمين و وجود آسمان با وجود حق متعال است". شرح نهایه الحکمه داود صمدی آملی ص 115
"واجب الوجود همه چيزهاست؛ هيچ چيز از او بيرون نيست". اسفار ج 2 ص 368
"همانا خداوند منزه، همان خلق داراي همانند است"! فصوص الحکم ص 30 و 78
"انسان بر صورت رب خود مخلوق است. بلكه حقيقت و هويت انسان عين حقيقت و هويت حق است... لذا هيچ يك از حكما و علما بر معرفت نفس و حقيقت آن اطلاع نيافتند مگر رسل الهي و أكابر صوفيه". فصوص الحکم ص 125
"معناي عليت و افاضه خداوند به اين باز ميگردد كه خودِ او به صورتهاي مختلف و گوناگون درميآيد". مشاعر ملاصدرا ص 54
"هر چه غير خدا باشد رشحه ذات اوست پس جدا از او نميباشد". علی بن موسی الرضا و الفلسفه الهیه، جوادی آملی ص 39
"همانا نامتناهي تمام وجود را پر کرده است، پس چگونه جايي براي فرض غير او خواهد ماند"؟ علی بن موسی الرضا و الفلسفه الهیه، جوادی آملی ص36
"لا اله الا الله توحيد عوام است و لا موجود الا الله توحيد خواص است". تعلیقات سبزواری بر اسفار ج1 ص71
"الهى، از گفتن نفي و اثبات شرم دارم كه اثباتيم، "لا إله إلا اللّه" را ديگران بگويند و "اللّه" را حسن". الهی نامه حسن زاده ی آملی ص 76
"منزه آنكه اشيا را ظاهر كرد، و خود عين آنها است". فتوحات چهار جلدی ج 2 ص459
"او به صورت خلق خود ميباشد، بلكه عين هويت و حقيقت خلق خود است". فصوص الحکم، ابن عربی ص 286
"هنگامي كه ما خداوند را شهود ميكنيم خودمان را شهود كردهايم، زيرا ذات ما عين ذات اوست، هيچ مغايرتي بين آن دو وجود ندارد جز اينكه ما به اين صورت در آمدهايم و او بدون صورت است...؛ و هنگامي كه او ما را شهود ميكند، ذات خودش را ـ كه تعيّن يافته و به صورت ما درآمده و ظهور كرده است ـ مشاهده ميكند". شرح فصوص الحکم ص389
"عارف كسي است كه حق را در هر چيزي ببيند؛ بلكه عارف حق را عين هر چيزي ميبيند". فصوص الحکم ص192
"من نگفتم: "اين سگ خداست". من گفتم: "غير از خدا چيزي نيست"... وجود بالاصالة و حقيقة الوجود در جميع عوالم... اوست تبارك و تعالي"! روح مجرد، حسینی طهرانی ص515
"چون به دقت بنگري آنچه در دار وجود است وجوب است و بحث در امكان براي سرگرمي است"! ممد الهمم در شرح فصوص الحکم،حسن زاده ی آملی ص 107
"آنچه ديده مي شود همان حق است و خلق وهم و خيال مي باشد". شرح فصوص الحکم ص 715
"دعوت انبيا همين است که اي بيگانه به صورت، تو جزء مني، از من چرا بيخبري؟ بيا اي جزء، از کل بيخبر مباش"! مقالات شمس تبریزی ج1 ص162
"تمام اشيا در مقام ذات مندرج بودهاند... تمام ذرات از آنجا تابش كرده است". نشان از بی نشانها ص 163و164
"مراد ما از وحدت وجود، عينيت وجود زمين و وجود آسمان با وجود حق متعال است". شرح نهایه الحکمه داود صمدی آملی ص 115
"واجب الوجود همه چيزهاست؛ هيچ چيز از او بيرون نيست". اسفار ج 2 ص 368
"همانا خداوند منزه، همان خلق داراي همانند است"! فصوص الحکم ص 30 و 78
"انسان بر صورت رب خود مخلوق است. بلكه حقيقت و هويت انسان عين حقيقت و هويت حق است... لذا هيچ يك از حكما و علما بر معرفت نفس و حقيقت آن اطلاع نيافتند مگر رسل الهي و أكابر صوفيه". فصوص الحکم ص 125
"معناي عليت و افاضه خداوند به اين باز ميگردد كه خودِ او به صورتهاي مختلف و گوناگون درميآيد". مشاعر ملاصدرا ص 54
"هر چه غير خدا باشد رشحه ذات اوست پس جدا از او نميباشد". علی بن موسی الرضا و الفلسفه الهیه، جوادی آملی ص 39
"همانا نامتناهي تمام وجود را پر کرده است، پس چگونه جايي براي فرض غير او خواهد ماند"؟ علی بن موسی الرضا و الفلسفه الهیه، جوادی آملی ص36
"لا اله الا الله توحيد عوام است و لا موجود الا الله توحيد خواص است". تعلیقات سبزواری بر اسفار ج1 ص71
"الهى، از گفتن نفي و اثبات شرم دارم كه اثباتيم، "لا إله إلا اللّه" را ديگران بگويند و "اللّه" را حسن". الهی نامه حسن زاده ی آملی ص 76
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 21:53 توسط محمد صالح
|