شرح الزیاره ج1 ص223( نوشته ی شیخ احمد احسائی از علمای فرقه ی ضاله ی شیخیه)

ثانيهما انّ كلّ ما في الكون صفاته من الذّوات و الصّفات الجواهر و الأعراض لأنها آثارُه و الٰاثار صفات فمعني توحيد الصفات انه ليس الا صفاته و آثاره و الٰاثار صفاته: پس معنی توحید صفاتی آن است که او نیست مگر صفاتش و آثارش و آثار صفات او هستند.

 

ینابیع الحکمه ج1ص44( از کتب شیخیه نوشته ی  محمد خان کرمانی از علمای فرقه ی ضاله ی شیخیه)
وصل اعلم ان الله سبحانه احد كما عرفت سابقا و سيجي‌ء بعد ايضا و الاحد لايحدّ بشئ و لاينتهي الي شئ و لاينتهي اليه شئ و لا علي شئ و لا في شئ و لايفصل من شئ و لايفصل منه شئ و لايعدّ مع شئ و لايعدّ معه شئ فلايقوم مع شئ و لايقوم معه شئ و لايكون غير شئ و لا غيره شئ فهو هو وحده وحده لا اله غيره و لا موجود سواه و ليس كمثله شئ و هو السميع البصير و ليس لشئ مما ذكرنا من تنزيهاته معني غير ذاته فان الجاهل ربما يزعم ان هذه الصفات له بمعني سلب شئ عنه او ثبوت صفات كمالية له كحسن الجميل و هيبة الجليل و ليس الامر هكذا بل هو هو وحده و جميع ما يقال تعبيرات عن كونه هو هو غاية الامر ان كونه هو هو يوصف بهذه الصفات و من ليس غيره ماذا يثبت له او ينفي عنه .

بدان خداوند سبحانه احد است همانطور که قبلا دانستی و بعدا خواهد آمد. و احد به چیزی محدود نمی شود و به چیزی منتهی نمی شود و چیزی به او منتهی نمی شود و بر چیزی نیست و در چیزی نیست و از چیزی جدا نمی شود و

 چیزی از او جدا نمی شود و با چیزی شمارش نمی شود و چیزی با شمارش نمی شود، پس با چیزی قائم نیست

 و چیزی با او قائم نیست و خدا غیر چیزی نیست و چیزی غیر از او نیست... موجودی سوای او نیست... و

 برای چیزهای که از تنزیهات برای او ذکر کردیم معنی این نیست که(چیزی) غیر ذات او باشد... و کسی که

 چیزی غیر او نیست چگونه برایش چیزی اثبات یا نفی شود.