چرا عزاداری؟!(3)
2_ای کاش در کربلا با شما بودم
یکی دیگر از علل عزاداری برای سالار شهیدان شریک بودن در اجر و مصیبت ائمه ی اطهار علیهم السلام و هم ثواب شدن با شهدای کربلا و اظهار برائت و بیزاری از دشمنان اهل بیت علیهم السلام است. شاهدم برای مطلب که محب امام حسین علیه السلام شریک در مصیبت و هم ثواب با شهدای کربلاست روایات زیر است:
1_ قال أخبرني أبو نصر محمد بن الحسين المقري قال حدثنا أبو عبد الله الحسين بن محمد الأسدي قال حدثنا أبو عبد الله جعفر بن عبد الله العلوي قال حدثنا يحيى بن هاشم الغساني قال حدثني أبو المقوم يحيى بن ثعلبة الأنصاري عن عاصم بن أبي النجود عن زر بن حبيش عن عبد الله بن مسعود قال كنا مع النبي ص في بعض أسفاره إذ هتف بنا أعرابي بصوت جهوري فقال يا محمد فقال له النبي ص ما تشاء فقال المرء يحب القوم و لا يعمل بأعمالهم فقال النبي ص المرء مع من أحب- فقال يا محمد أعرض علي الإسلام فقال اشهد أن لا إله إلا الله و أني رسول الله و تقيم الصلاة و تؤتي الزكاة و تصوم شهر رمضان و تحج البيت فقال يا محمد تأخذ على هذا أجرا فقال لا إلا المودة في القربى قال قرباي أو قرباك قال بل قرباي قال هلم يدك حتى أبايعك لا خير فيمن لا يودك و لا يود قرباك. (الأمالي (للمفيد) ؛ النص ؛ ص151)
عبد الله بن مسعود گويد: در يكى از سفرهاى با رسول خدا (ص) بوديم كه يك عرب بيابانى با صداى بلند گفت: اى محمد، پيامبر (ص) فرمود: چه مىخواهى؟ گفت: مردى هست كه قومى را دوست دارد ولى مثل آنان عمل نمىكند (آيا اين دوستى سودى براى او دارد)؟ پيامبر (ص) فرمود: هر كس با همان كس كه دوستش مىداشته محشور مىگردد.
گفت: اى محمد اسلام را بر من عرضه كن. فرمود: گواهى بده كه معبودى جز الله نيست، و من رسول خدا هستم، و ديگر اينكه نماز مىخوانى، و زكات مىدهى، و ماه رمضان روزه مىگيرى، و حج خانه خدا بجاى مىآورى.
گفت: اى محمد، بر اينها پاداشى هم مىستانى؟ فرمود: نه، جز انتظار دوستى خويشان نزديك را. گفت: خويشان نزديك خودم يا شما؟ فرمود: خويشان نزديك من. گفت: دست خود را پيش آر تا با تو بيعت كنم، خيرى نيست در كسى كه تو و خويشان نزديك تو را دوست نداشته باشد.
2_حدثنا محمد بن إبراهيم بن إسحاق الطالقاني رحمه الله قال حدثنا أبو أحمد القاسم بن بندار المعروف بأبي صالح الحذاء قال حدثنا أبو حاتم محمد بن إدريس الحنظلي قال حدثنا محمد بن عبد الله بن المثنى بن عبد الله بن أنس بن مالك الأنصاري قال حدثنا حميد الطويل عن أنس بن مالك قال جاء رجل من أهل البادية و كان يعجبنا أن يأتي الرجل من أهل البادية يسأل النبي ص فقال يا رسول الله متى قيام الساعة فحضرت الصلاة فلما قضى صلاته قال أين السائل عن الساعة قال أنا يا رسول الله قال فما أعددت لها قال و الله ما أعددت لها من كثير عمل لا صلاة و لا صوم إلا أني أحب الله و رسوله فقال له النبي ص المرء مع من أحب قال أنس فما رأيت المسلمين فرحوا بعد الإسلام بشيء أشد من فرحهم بهذا.(علل الشرائع ؛ ج1 ؛ ص139)
2- حديث كرد ما را ... از انس بن مالك كه گفت مردى از اهل باديه (بياباننشين) شرفياب شد خدمت نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و ما تعجب كرديم از اينكه مردى چادرنشين آمده و از پيغمبر صلى الله عليه و آله مطلبى را سؤال ميكند! و آن مرد از آن حضرت پرسيد:
قيامت چه وقت است.
و چون موقع نماز بود رسول خدا صلى الله عليه و آله جواب نداد تا نماز خوانده شد و سپس فرمود: كجا است آن مرد كه از قيامت پرسيد؟ عرضكرد: حاضر هستم يا رسول الله آن حضرت فرمود: چه مهيا كردهاى براى قيامت؟ معروض داشت: بخدا قسم چيزى مهيا نكردهام و نماز و روزه بسيار نخواندهام و نگرفتهام جز آنكه بسيار دوست ميدارم خدا و رسولش را، آن حضرت فرمود:
المرء مع من أحب
انسان با کسیست که دوستش دارد.انس بن مالك گويد: نديدم مسلمانان را بعد از قبول دين مقدس اسلام بچيزى خوشنود باشند بقدر اين بيان آن حضرت.
3_حدثني شداد بن سعيد أبو طلحة الراسبي، عن عيينة بن عبد الرحمن، عن رافع بن سحبان، قال: حدثني عبد الله بن الصامت ابن أخي أبي ذر، قال: حدثني أبو ذر و كان صغوه و انقطاعه إلى علي (عليه السلام) و أهل هذا البيت، قال: قلت يا نبي الله، إني أحب أقواما ما أبلغ أعمالهم قال: فقال: يا أبا ذر، المرء مع من أحب، و له ما اكتسب.
قلت: فإني أحب الله و رسوله و أهل بيت نبيه قال: فإنك مع من أحببت.
و كان رسول الله (صلى الله عليه و آله) في ملإ من أصحابه، فقال رجال منهم: فإنا نحب الله و رسوله، و لم يذكروا أهل بيته، فغضب (صلى الله عليه و آله) ثم قال: أيها الناس، أحبوا الله (عز و جل) لما يغذوكم به من نعمه، و أحبوني بحب ربي، و أحبوا أهل بيتي بحبي، فو الذي نفسي بيده لو أن رجلا صفن بين الركن و المقام صائما و راكعا و ساجدا ثم لقي الله (عز و جل) غير محب لأهل بيتي لم ينفعه ذلك.
قالوا: و من أهل بيتك يا رسول الله- أو أي أهل بيتك هؤلاء قال: من أجاب منهم دعوتي، و استقبل قبلتي، و من خلقه الله مني و من لحمي و دمي.
قال: فقال القوم: فإنا نحب الله و رسوله و أهل بيت رسوله. قال: بخ بخ، فأنتم إذن منهم، أنتم إذن منهم و معهم، و المرء مع من أحب، و له ما اكتسب.(الأمالي (للطوسي) ؛ النص ؛ ص632)
عبد الله بن صامت پسر برادر ابى ذر روايت كند از ابو ذر گفت: حديث كرد بمن ابو ذر و او مائل بأمير المؤمنين و اهل بيت (ع) بود گفت: گفتم: يا نبى الله من دوست ميدارم أقوام را أما بأعمال ايشان نميرسم، فرمود كه: يا أبا ذر مرد با كسى است كه او را دوست داشته؛ و مر او راست آنچه اندوخته، گفتم: من دوست ميدارم خداى تعالى و رسول او را و اهل بيت رسول را فرمود كه تو با آن كس خواهى بود كه او را دوست ميدارى.
و رسول الله (ص) در ميان جماعتى بود از أصحاب بعضى گفتند از ايشان كه ما دوست ميداريم خداى تعالى و رسول او را، و أهل بيت را ذكر نكردند، آن حضرت غضب فرمود و گفت: اى مردمان دوست داريد خداى تعالى را كه شما را أنواع تنعم كرامت فرمود، و مرا دوست داريد بدوستى خداى و اهل بيت مرا دوست داريد بدوستى من، بخداى كه جان محمد بيد قدرت اوست كه اگر مردى بايستد در ميان ركن و مقام، و دايم صايم و قايم و راكع و ساجد باشد تا ملاقى جزاى الهى شود و أهل بيت مرا دوست نداشته باشد آنها او را فائده و نفع نخواهد داد، گفتند كه: كداماند اهل بيت تو يا رسول الله؟
فرمود: آنكه اجابت دعوت من كند و استقبال قبله من نمايد، و آنكه آفريده باشد او را حق تعالى از من، و از خون و گوشت من، آنگاه گفتند كه دوست ميداريم خداى و رسول او را و أهل بيت او را؛ آن حضرت فرمود كه: گوارا باد كه شما اكنون از ايشانيد و مرد با آن كس است كه او را دوست ميدارد، و مر او راست آنچه اندوخته است.
4_...ثم قال أبو عبد الله ع رحم الله شيعتنا- شيعتنا و الله المؤمنون فقد و الله شركونا في المصيبة بطول الحزن و الحسرة. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ؛ النص ؛ ص217)
...سپس امام صادق عليه السلام فرمود: خدا بر شيعيان ما رحمت آورد، به خدا سوگند كه شيعيان ما مؤمنان [راستين] هستند؛ به خدا سوگند كه بىگمان با ما در اندوه و حسرت درازناك اين مصيبت همراه شدند.
5_يا ابن شبيب إن سرك أن تسكن الغرف المبنية في الجنة مع النبي و آله ص فالعن قتلة الحسين يا ابن شبيب إن سرك أن تكون لك من الثواب مثل ما لمن استشهد مع الحسين ع فقل متى ما ذكرته يا ليتني كنت معهم فأفوز فوزا عظيما(الأمالي( للصدوق) ؛ النص ؛ ص130)
امام رضا علیه السلام:اى پسر شبيب اگر خواهى در غرفههاى ساخته بهشت با پيغمبر ساكن شوى بر قاتلان حسين لعن كن اى پسر شبيب اگر خواهى ثواب شهيدان با حسين را دريابى هر وقت بيادش افتادى بگو كاش با آنها بودم و بفوز عظيمى مىرسيدم.
6_فداك بروحه و جسده و ماله و ولده و روحه لروحك الفداء و أهله لأهلك وقاء فلئن أخرتني الدهور و عاقني عن نصرتك المقدور و لم أكن لمن حاربك محاربا و لمن نصب لك العداوة مناصبا فلأندبنك صباحا و مساء و لأبكين عليك بدل الدموع دما حسرة عليك و تأسفا و تحسرا على ما دهاكو تلهفا حتى أموت بلوعة المصاب و غصة الاكتياب(زیارت ناحیه ی مقدسه)
باید دانست که برائت از دشمنان اهل بیت علیهم السلام نیز امر بسیار مهمی است که در زیارت عاشوراء مشهود است. به دو روایت زیر بنگرید:
1- حدثني محمد بن جعفر الرزاز الكوفي عن محمد بن الحسين عن الخشاب عن علي بن حسان عن عبد الرحمن بن كثير عن داود الرقي قال: كنت عند أبي عبد الله ع إذا استسقى الماء فلما شربه رأيته قد استعبر و اغرورقت عيناه بدموعه ثم قال لي يا داود لعن الله قاتل الحسين ع فما من عبد شرب الماء فذكر الحسين ع و لعن قاتله إلا كتب الله له مائة ألف حسنة و حط عنه مائة ألف سيئة و رفع له مائة ألف درجة و كأنما أعتق مائة ألف نسمة و حشره الله (كامل الزيارات ؛ النص ؛ ص106و الكافي (ط - الإسلامية)، ج6، ص: 391)
محمد بن جعفر رزاز از كوفى از محمد بن الحسين، از خشاب، از على بن حسان، از عبد الرحمن بن كثير، از داود رقى، وى مىگويد:
در محضر مبارك امام صادق عليه السلام بودم، حضرت آب طلبيدند و زمانى كه آب را نوشيدند ديدم در حضرت حالت گريه پيدا شد و دو چشم آن حضرت غرق اشك شد سپس به من فرمودند:
اى داود خدا قاتل حسين عليه السلام را لعنت كند، بندهاى نيست كه آب نوشيده و حسين عليه السلام را ياد نموده و كشندهاش را لعنت كند مگر آنكه خداوند منان صد هزار حسنه براى او منظور مىكند و صد هزار گناه از او محو كرده و صد هزار درجه مقامش را بالا برده و گويا صد هزار بنده آزاد كرده و روز قيامت حق تعالى او را با قلبى آرام و مطمئن محشورش مىكند.
2_ حدثنا أحمد بن زياد بن جعفر الهمداني رضي الله عنه قال حدثنا علي بن إبراهيم عن أبيه عن عبد السلام بن صالح الهروي قال قلت لأبي الحسن علي بن موسى الرضا ع يا ابن رسول الله ما تقول في حديث روي عن الصادق ع أنه قال إذا خرج القائم قتل ذراري قتلة الحسين ع بفعال آبائها فقال ع هو كذلك فقلت فقول الله عز و جل و لا تزر وازرة وزر أخرى ما معناه فقال صدق الله في جميع أقواله لكن ذراري قتلة الحسين يرضون أفعال آبائهم و يفتخرون بها و من رضي شيئا كان كمن أتاه و لو أن رجلا قتل في المشرق فرضي بقتله رجل في المغرب لكان الراضي عند الله شريك القاتل و إنما يقتلهم القائم إذا خرج لرضاهم بفعل آبائهم قال فقلت له بأي شيء يبدأ القائم فيهم إذا قام قال يبدأ ببني شيبة و يقطع أيديهم لأنهم سراق بيت الله عز و جل(علل الشرائع ؛ ج1 ؛ ص229)
احمد بن زياد بن جعفر همدانى رضى الله عنه از على بن ابراهيم، از پدرش، از عبد السلام ابن صالح هروى، وى مىگويد: محضر مبارك حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا عليهما السلام عرض كردم: اى فرزند رسول خدا در باره روايتى كه از امام صادق عليه السلام نقل شده و آن حضرت فرمودند: هر گاه حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف خروج كنند فرزندان قاتلين امام حسين عليه السلام را به خاطر كردار پدرانشان مىكشد چه مىفرماييد؟
حضرت فرمودند: واقع همين است.
عرض كردم: پس فرموده حق تعالى در قرآن: و لا تزر وازرة وزر أخرى (هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نگيرد) معنايش چيست؟
حضرت فرمودند: خداوند در تمام اقوالش صادق است ولى در عين حال بايد توجه داشته باشى كه فرزندان قاتلين امام حسين عليه السلام به افعال و كردار پدرانشان راضى بوده و به آنها افتخار مىكردند و به مقتضاى «كسى كه به چيزى راضى باشد همچون شخصى است كه آن چيز را انجام داده» فرزندان قاتلين همچون قاتلين سيد الشهداء مىباشند.
و اگر شخص در مشرق كشته شود و ديگرى در مغرب راضى و خشنود باشد راضى با قاتل نزد خدا شريك در قتل مىباشد و چون اين فرزندان به كردار پدرانشان راضى مىباشند لا جرم حضرت قائم عليه السلام وقتى خروج نمودند ايشان را مىكشد.
راوى مىگويد محضرش عرضه داشتم: چرا وقتى حضرت قيام فرمودند اول ايشان را مىكشد؟
حضرت فرمودند: حضرت قائم عليه السلام ابتداء بنى شيبه را مىكشند به اين نحو كه دستهايشان را قطع مىفرمايد زيرا آنها سارقين بيت الله عز و جل مىباشند.
پس ما با لعن و برائت از دشمنان اهل بیت علیهم السلام به خدا تقرب می جوئیم، انی اتقرب الی الله...