چرا عزاداری؟!(4)
3_احیای امر الهی
یکی دیگر از علل عزاداری امام حسین علیه السلام احیاء امر اهل بیت علیهم السلام و در نتیجه احیای دین و مذهب حقه ی شیعه ی اثنی عشری است.
1_ و عنه، عن بكر بن محمد، عن أبي عبد الله عليه السلام قال:: قال لفضيل:
«تجلسون و تحدثون؟»
قال: نعم، جعلت فداك.
قال: «إن تلك المجالس أحبها، فأحيوا أمرنا يا فضيل، فرحم الله من أحيا أمرنا.
يا فضيل، من ذكرنا- أو ذكرنا عنده- فخرج من عينه مثل جناح الذباب، غفر الله له ذنوبه و لو كانت أكثر من زبد البحر». (قرب الإسناد (ط - الحديثة) ؛ متن ؛ ص36)
امام جعفر صادق عليه السلام به فضيل فرمود: شما مينشينيد و گفتگو ميكنيد؟ گفت: آرى فدايت شوم.
فرمود: اين گونه مجالس را دوست دارم، اى فضيل! امر دين ما را زنده كنيد، اى فضيل! هر كسى نام ما را ببرد يا نام ما نزد او برده شود و بقدر بال مگس اشك از چشمش خارج شود خدا گناهان او را مىآمرزد، و لو اينكه بقدر كف روی آب دريا باشد.
علاوه بر اینکه احیای امر خواهد شد همه ساله به خاطر عزای امام حسین علیه السلام شیعیان و محبین همدیگر را می بینند واین دیدار بعث نزدیک شدن به خدای متعال می شود. محبت به شیعیان و محبین و اولیاء اهل بیت علیهم السلام آنقدر مهم است که علامت محبت اهل بیت علیهم السلام است. به این روایت توجه کنید:
1_قال أخبرني أبو الحسن علي بن خالد المراغي رحمه الله قال حدثنا القاسم بن محمد الدلال قال حدثنا إسماعيل بن محمد المزني قال حدثنا عثمان بن سعيد قال حدثنا أبو الحسن التميمي عن سبرة بن زياد عن الحكم بن عتيبة عن حنش بن المعتمر قال دخلت على أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ع فقلت السلام عليك يا أمير المؤمنين و رحمة الله و بركاته- كيف أمسيت قال أمسيت محبا لمحبنا مبغضا لمبغضنا و أمسى محبنا مغتبطا برحمة من الله كان ينتظرها و أمسى عدونا يرمس [يؤسس] بنيانه على شفا جرف هار فكأن ذلك الشفا قد انهار به في نار جهنم و كأن أبواب الجنة قد فتحت لأهلها فهنيئا لأهل الرحمة رحمتهم و التعس لأهل النار و النار لهم- يا حنش من سره أن يعلم أ محب لنا أم مبغض فليمتحن قلبه فإن كان يحب ولينا فليس بمبغض لنا و إن كان يبغض ولينا فليس بمحب لنا- إن الله تعالى أخذ ميثاقا لمحبنا بمودتنا و كتب في الذكر اسم مبغضنا نحن النجباء و أفراطنا أفراط الأنبياء (الأمالي (للمفيد) ؛ النص ؛ ص334)
حنش بن معتمر گويد: بر امير مؤمنان على بن ابى طالب (ع) وارد شدم، عرضكردم: سلام و رحمت و بركات خداوند بر تو باد اى امير مؤمنان، چگونه شب كردى؟ فرمود: شب كردم در حالى كه دوستدار دوستان، و دشمن دشمنان خودمان هستم، و دوست ما در حالى شب مىكند كه نسبت برحمتى از جانب خدا كه در انتظار آنست شادمانست، و آن را آرزو مىكند، و دشمن ما شب مىكند در حالى كه بناى كار خود را بر لب پرتگاه دوزخ قرار داده (يا لباس خود را بر لب پرتگاه دوزخ مىكشد) و آن لبه سست، او را در آتش دوزخ مىافكند. و درهاى بهشت براى اهل آن گشوده شده است، پس رحمت اهل رحمت گوارايشان باد، و هلاكت و آتش براى اهل دوزخ ارزانى باد.
اى حنش، هر كس شاد مىشود از اينكه بداند آيا دوست ماست يا دشمن ما، بايد دل خود را بيازمايد، پس اگر دوست ما را دوست مىدارد دشمن ما نيست، و اگر دوست ما را دشمن مىدارد دوست ما نيست. همانا خداوند ازدوست ما پيمان دوستى ما را گرفته، و در لوح محفوظ نام دشمن ما را ثبت نموده است. ما برگزيدگان خداييم، و آن دسته از ما كه پيشتر به حوض كوثر رسند بر انبياء نيز پيشى گيرند.
و این دیدار آنقدر مهم است که باعث عذاب شیطان می شود. یعنی اینقدر در امر دین اثربخش است. به این روایت توجه کنید:
1_و بهذا الإسناد عن محمد بن سليمان عن محمد بن محفوظ عن أبي المغراء قال سمعت أبا الحسن ع يقول ليس شيء أنكى لإبليس و جنوده من زيارة الإخوان في الله بعضهم لبعض قال و إن المؤمنين يلتقيان فيذكران الله ثم يذكران فضلنا أهل البيت فلا يبقى على وجه إبليس مضغة لحم إلا تخدد حتى إن روحه لتستغيث من شدة ما يجد من الألم فتحس ملائكة السماء و خزان الجنان فيلعنونه حتى لا يبقى ملك مقرب إلا لعنه فيقع خاسئا حسيرا مدحورا. (الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج2 ؛ ص188)
از ابى المغرا، گويد: شنيدم أبو الحسن (ع) مىفرمود:
چيزى براى شيطان و لشكرهاى او كشندهتر از اين نيست كه برادران دينى هم ديگر را ديدن كنند در راه رضاى خدا، فرمود:
راستى دو نفر مؤمن به هم برخورند و ذكر خدا كنند و فضل ما خانواده را با هم مذاكره كنند و در چهره ابليس تيكه گوشتى نماند جز آنكه بشكافد و روحش از سختى دردى كه كشد فريادرس خواهد و فرشتههاى آسمان و خازنان بهشت آن را دريابند و به او لعنت كنند تا آنكه هيچ فرشته مقربى نماند جز آنكه او را لعنت كند و چخ شده و درمانده و رانده گردد.