ذکر لبهایم شده فاطمه یافاطمه سلام الله علیها
بسم اللّه الرحمن الرحیم
در کنار علقمه یادم زلبهای تو بود ای برادر چشم من خونین زغمهای تو بود
با خودم گفتم که عباسا بمیر از تشنگی تا نمیری بعد اربابت زاین شرمندگی
دست دادم تا بگیرم دست های شیعیان چشم من خون شد زجور دشمن و تیر و کمان
دست عباست فدای خاک پایت یا حسین می دهم در راه عشقت سر برایت یا حسین
گر ندارم دست با دندان بگیرم مشک آب تا نمیرد ای خدا از تشنگی طفل رباب
با عمود آهنین فرق سر من شد دوتا ناله ی ادرک اخاه در نای من باشد نوا
دستهایم شد جدا با سر فتادم بر زمین تیر باران پیکر من شد خدا از تیر کین
شاعر: محمدصالح
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳ ساعت 17:22 توسط محمد صالح
|