امام زمان یعنی چه ؟

چرا امام زمان (ع) پیر نمی شوند؟

سالها قبل ، مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی (دام ظله) در معنای کلمه «امام زمان» سخنرانی کرده بودند که من هر چه اینترنت را جستجو کردم آن را نیافتم لذا تصمیم گرفتم آن را بنویسم و اینجا در دسترس علاقه مندان قرار دهم.متن سخنرانی این است :

« بهتر از هر چیز راجع به امام زمان (ع) ، این است که درباره کلمه «امام زمان» فکر کنید ، امام زمان یعنی چه؟

نمی گوییم امام «زمانیات» ، بلکه می گوییم امام «زمان».این کلمه متّخذ از کلمه «صاحب الزّمان» است که در ادعیه و زیارات آمده است (بطور مثال در زیارتی که هر روز بعد از نماز صبح ، حضرت ولی عصر (ع) به آن زیارت می شود آمده است : اللهم بلغ مولای صاحب الزّمان صلوات الله علیه...)، صاحب الزّمان است نه صاحب الزّمانیات.

اگر درباره اضافه شدن کلمه «صاحب» و «امام» به زمان اندیشه کنید و در اینکه آن حضرت جلوی زمان و پیش از زمان است و زمان پشت سر اوست فکر کنید ، تمام و کمال معرفت را نسبت به حضرت حجت (ع) پیدا می کنید.زیرا هیچ تعبیری ادقّ از این تعبیر نیست و این تعبیر فقط نسبت به حضرت حجت (ع) و در خصوص آن حضرت است.اگر کسی عمق این مطلب را بفهمد خواهد دانست که چرا امام زمان (ع) پیر نمی شود.

این مطلب که برای بعضی کوتاه فکران مشکل و معضله ای شده که چگونه است همه پیر می شوند و آن بزرگوار پیر نمی شود و چطور مرور زمان بر او اثری نمی گذارد که « والشمس والقمر يبليان كل جديد ويقربان كل بعيد ويأتيان بكل موعود فأعدوا »       (گردش خورشید و ماه و گذشت زمان هر تازه ای را کهنه و هر دوری را نزدیک می سازد و اجل و سررسید هر وعده داده شده ای را فرا می رساند.) حل می شود.زیرا وقتی شمس و قمر به آنجا می رسد خاموش می شود.مقام آن حضرت مقامی است که به مجرد رسیدن شمس و قمری که « یبلیان کل جدید» هستند به آن مقام خاموش می شوند.او شمس و قمر را کهنه می کند اما شمس و قمر او را پیر و فرسوده نمی سازد و این امامت در مرحله فعلیت بالنسبه بزمان نه تنها اهل زمان ، از مختصات حضرت حجت (ع) است و بجز او برای احدی در عالم چنین مقامی نیست لذا ملقب است به صاحب الزّمان ، پس وجود او مسیطر زمان است.

اینجا است که باید فکر کرد چنین وجود مسیطر بر زمانی که زمان نتواند در او تاثیر کند احاطه وجودی اش تا چه پایه است و سلطنت او بر کون تا چه حد است.

نتیجه ، عبارت از این است که در جمیع مواردی که کلمه عصر و زمان آمده ، همه در آن مقام منتفی می شود.اگر این مطلب را بدست آوردید آنوقت سوره « والعصر » را هم می فهمید.

« وَالْعَصْرِ*  إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ*  إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ »

(به عصر سوگند،که انسانها همه در زيانند؛مگر کساني که ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، و يکديگر را به حق سفارش کرده و يکديگر را به شکيبايي و استقامت توصيه نموده‌اند)

آن انسانی که « لَفِي خُسْرٍ » است و از او « إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ » استثناء شده ، انسان بعد از عصر است اما امام زمان (ع) قبل از عصر است.مقام آن حضرت مقام قبل العصری است.چنانچه روشن شد آن حضرت امام زمان است یعنی امام عصر است زیرا یکی از معانی عصر زمان است و یکی از تفاسیر این سوره هم عبارت از زمان است.والعصر یعنی قسم به زمان و این تفسیر ، بسیار تفسیر اساسی و عمیقی است.

چنانکه در القاب حضرت حجت (ع) کلمه « صاحب الزّمان » آمده ، کلمه « ولی العصر » هم آمده است.پس او ولایت دارد بر عصر و مقدم است بر عصر وعصر مقدم است بر انسان که خدا به عصر قسم می خورد براینکه « إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ*  إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ».

نتیجه این مطلب عمیق آن است که تمام نشئه ربح و خسران و خیر و شر مادون آن مقام است.

آن وقت باید اندیشید که خدا این چنین کسی را با آن چنان مقامی برای چه کاری ذخیره کرده است ؟

برای آنکه رمز خلقت را احیاء کند.

تمام انبیاء و رسل مقدمه آمدن پیغمبر خاتم (ص) بودند و پیغمبر خاتم (ص) هم که مبعوث شد برای آن بود که انسان را به آن کمال مقصودی برساند که « لیس فوقه کمال ».پس بعثت پیامبران همه مقدمه است برای حضرت خاتم (ص) و بعثت پیامبر خاتم (ص) مقدمه است برای رساندن انسان به کمال مقصود انسانی.

اما در اثر دخالت دستهایی که ساخته یهود بودند یعنی آن دو نفر که ساخته احبار یهود بودند و پیدایش سقیفه و آن نقشه هایی که ریشه اش بر می گردد به یهود و آن دستگاهی که بدستیاری قسیسین نصاری و احبار یهود تشکیل شد که عمده احبار یهود بودند و در قضیه سقیفه کعب الاحبار خیلی دست داشت که معلوم است از چه کسانی است ، آن نقشه الهی برای ظهور رمز خلقت از کار افتاد و به نتیجه نرسید.

چنانکه خواجه می گوید : « وجوده لطف و تصرّفه لطف آخر و عدمه منّا »

(وجود امام لطف است و زمامداری و تصرف او در امور لطف دیگری است و عدم آن از ناحیه ما مردم است.شرح تجرید الاعتقاد صفحه 285)

درست است ، «منّا» هم شد بخاطر آنکه « أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يتْرَكُوا أَنْ يقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يفْتَنُونَ »

(آيا مردم گمان کردند همين که بگويند: «ايمان آورديم»، به حال خود رها مي‌شوند و آزمايش نخواهند شد؟!(العنکبوت/2))

قهرا خدا جلوی فتنه و آزمایش را نمی گیرد و این فتنه و آزمایش پیش آمد.

بنابراین خداوند تبارک و تعالی یک نفر را ذخیره کرد که عصاره ی بعثت و رمز خلقت ، باید به وجود او ظاهر شود و چنین بزرگواری که باید هم نتیجه ی خلقت و هم نتیجه ی بعثت بوجودش ظاهر شود ، باید دارای امتیازاتی باشد که برای احدی در عالم نباشد.

یکی از آن امتیازات این است که او با این سیطره و قدرت باید همچنین بماند لذا وقتی هم که می آید کارهای آن حضرت از نظر اهمیت اصلا قابل مقایسه با کارهای دیگران نیست.اگر ادعیه و زیارات را با دقت بخوانید آن وقت می فهمید قضیه چه خبر است.اصلا درست ادراک نشده مسئله امام زمان و ظهور امام زمان (ع) و اهمیت کار آن حضرت که کار تمام انبیاء و مرسلین یکطرف است و کار او یکطرف.یعنی تمام آنها مطلب را رسانده اند تا جایی که  بذر را آماده کرده اند و حضرت حجت (ع) می آید و بمرحله انتاج می رساند.

این چنین کسی است که خداوند ذخیره اش کرده و چنان مقامی به او داده که اگر ادراک شود ، دانسته می شود که نه شمس و نه قمر در وجود او تاثیر می کند نه زمان ، نه زمین و آسمان برای او مورد بحث است و نه دنیا و آخرت.

خلاصه ، او وجودی است مسیطر بر تمام نشئات طولیه و عرضیه وجود.

اگر معنای کلمه امام زمان فهمیده شود قهرا معلوم می شود که آن حضرت هم مقدم بر زمانیات است و هم مقدم بر زمان و امامت زمان ممکن نیست مگر آنکه به سرحد تجردی برسد که بتواند تمام زمان را امامت کند.

و آنچه همه فحول بشر را گیج کرده این است که او به مرحله تجردی است که تمام زمان را امامت می کند و در عین حال متجسّد است و اجتماع این تجسّد با آن تروّح و آن تروّح با این تجسّد از خصوصیات حضرت حجت (ع) است .این معنی در کلمه امام زمان است.

امام است برای زمان و مضاف است به زمان.هم اضافه ی به زمان دارد و هم در عین حال امامت زمان را دارد.»

این بخشی از سخنان ایشان بود.اگر علاقه مند بودید بفرمایید تا در مطالب آینده باقیمانده آن را بگذارم.