فطرت...
سلام
ببخشید چند روزی نبودم (راستی مدیر باید به من پورسانتی بدی، 2 روز نبودم آمار بازدیدت به صفر رسید)
آقای هادی، متوجه شدم برداشت ما از فطرت دو چیز است.شما نیازهای جسمی انسان را با فطرت اشتباه گرفتید!
جالبه بدونید که اولین بار قرآن از فطرت یاد کرده.اساتید فن، ایشالا معنی لغوی این کلمه رو میدونید.اما اینکه این فطرت با نیاز فرق داره و با غریزه متفاوته و سوای از طبیعت شی ء هست باید به تعریف هرکدوم رجوع کنید.
نمیدونم رشته هرکدوم از دوستان چیه تا به همون زبون توضیح بدم.ولی همه از رایانه کم و بیش سر رشته دارید.ببیند خدا که سخت افزار انسان رو مونتاژ کرد و خواست ویندوزشو نصب کنه به همراه این سیستم عاملش یک سری نرم افزار براش نصب کرد(مثلا با ویندوز، مدیا پلیرو paint , note pad…).
این برنامه های جانبی برای اشیا ، طبیعت آن شی نامیده میشن که ویژگیهای ذاتی اون و دلیل آثار خاص اونه مثلا خاصیت آتش ، حرارته.
رو حیوانات یک نرم افزاری با ورژن بالاتر و آپدیت شده ی طبیعت و user friendly تر ، بنام غریزه که نیمه آگاهانه و راهنمای زندگی اونهاست قرار داد.اما روی انسان آخر نرم افزار خودشو (احسن الخالقین) نصب نمود در ضمن دقت کنید که هیچ کدوم از این سه تا نرم افزار اکتسابی نیستند و به قول معروف تکوینی هستند.
اما فرق این نرم افزار فطرت با بقیه اینه که فقط تو حوزه مادی و نیازهای حیاتی نیست.این نرم افزار، هوشمنده بطور مثال، انسان میدونه که فطرت داره اما حیوان نمیدونه که غریزه داره فقط میدونه که یکسری امیال داره.
این نرم افزار دو وظیفه به عهده اش است.یکی در حوزه نیازها و امیال و دیگری در حوزه شناخت و ادراکات (وقتی میگن یک علمی بدیهی است منشاش همین نرم افزاره. بدیهی یعنی چی؟ یعنی اکتسابی نیست ؟ اکتسابی نیست یعنی چی؟ یعنی نیازی به معلم نداره.نیازی به معلم نداره یعنی چی ؟ (جون هر کی دوست دارین اگه نمیفهمین یا نمیخوای بفهمین با سوالات اینجوری مارو اذیت نکنین.) مثال میزنی؟ ببین بسیاری از قیاسهای ما از همین علمه مثلا کل از جزء بزرگتره)
در حوزه نیازها و امیال نیز دو دسته وجود دارد.یکدسته نیازهای جسمی و یک دسته نیازهای روحی.شما گرسنه میشین احتیاج به غذا پیدا میکنید و غذا میخورید این نیازتون برطرف میشه.این نمونه ای از یک نیاز جسمی بود.
اما نیازهای روحی همانند عشق و پرستش نیز معلول فطرت انسانه.
شما نمیتوانید بگویید لذت پرستش یک لذت ظاهری است نه واقعی و باطنی و فطری. یعنی فطرت آدم بر این نیست که احتیاج به پرستش داشته باشه. یعنی پرستش نیازی از آدم را رفع نمیکنه.قبوله؟
این نیازهای روحی تعدادشون زیاده اما تعدادی از اونها عبارتند از عشق و پرستش و برتری جویی و زیباگرایی و میل به فرزند داشتن و حقیقت جویی و جمال خواهی و خیرخواهی و میل به کشف و اختراع و خلاقیت و...
برطرف شدن این امیال برای انسان خوشایند است و از آن تعبیر به لذت می کند.تا اینجا که ابهامی و سوالی و مشکلی نیست؟
این مساله که حل شد ادامه میدم.