باسمه تعالی

 

عزاداری

عَزاء در لغت، به معنای «صبر و شکیبایی کردن بر هر چیزی که انسان از دست می دهد» و نیز به معنای «خوب صبر کردن»، «صبر کردن در مصیبت» و «سوگ و مصیبت» است. در عربی، «عَزّیتُ فلاناً» یعنی او را دلداری و تسلّی دادم، و «اَحْسَنَ اللّهُ عَزاک» یعنی خداوند تو را صبر نیک دهد.
بر این اساس، «عزاداری» مراسمی است که برای آرامش بخشیدن به فرد یا افراد داغ دیده برگزار می شود. برای این منظور، روش‌های متعددی کاربرد دارد : مانند: هم دردی کردنِ زبانی با فرد داغ دیده، گریه کردن همراه با فرد داغ دیده، شنیدن غم و غصه‌های فرد داغ دیده و ...

بنابراین ما با اقامه ی مجالس عزای حضرت سیدالشهداء در این زمان به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تسلیت می گوییم...

 ناگفته پیداست که برپائی عزای امام حسین علیه السلام افزون بر تسلّی بخشیدن به صاحب اصلی مصیبت و شرکت کنندگان در آن مراسم، سبب می شود تا نام و یاد امام حسین علیه السلام  و حماسه عظیم او همواره زنده و تازه نگاه داشته شود; امام حسین (ع) فرمودند : « قولوا لاولیائنا یهتمون فی اقامه مصائبنا.
به دوستان و شیعیان ما بگوئید : در اقامه و برپائی (مجالس) عزا و مصیبت های ما همت و کوشش نمائید .»

در ادامه به به برخی از روش های عزاداری برای سالار شیهدان اشاره می کنیم :

برپایی مجالس عزا (خیمه و چـادرزدن)

این حركت عزاداران نیز بازسازی خیام ابی‌عبدالله علیه‌السلام است و یادآور بی‌حرمتی دشمنان به این خیام... «كُـتَـل» هم كه در دسته‌های عزا پیشاپیش دسته حركت می‌دهند، نماد همین خیمه‌هاست. شیعه اجازه نخواهد داد هیچ قسمتی از وقایع عاشورا به دست فراموشی سپرده شود حتی خیمه ها...

«عن ابى نعیم باسناده عن ام سلمه رضوان الله علیها انّها لمّا بلغها مقتل الامام الحسین بن على علیهما السلام اضربت قبة سوداء فى مسجد رسول الله صلى الله علیه وآله  ولبست السواد.

به روایت ابو نعیم اصفهانی، بعد از این كه ام سلمه رضوان الله علیها خبر شهادت امام حسین (ع) را شنید؛ در مسجد پیامبر (ص) خیمه سیاه برپا کرد و خود جامه سیاه پوشید. »

با گذشت زمان تکایا و حسینیه ها جایگزین چادرها و خیمه ها جهت تشکیل مجلس عزای سالار شهیدان علیه السلام گردیده است.

ضمناً خیمه در فرهنگ لغات شیعه یادآور خیمه‌ی حضرت اباصالح ‌ا‌لمهدی عجل‌الله ‌تعالی ‌فرجه ‌الشریف در بیابانهاست كه نشانه‌ی غربت آقا و قصور شیعیان است. این «خـیـمـه‌ها» تلنگرهایی هستند برای مردم...

 

 

امام جعفر صادق (ع) به فضیل فرمودند:

« عن ابی عبدالله (ع) قال: قال لفضیل: تجلسون و تحدّثون ؟ قال: نعم جعلت فداک، قال: ان تلک المجالس احبها فاحیوا امرنا یا فضیل! فرحم الله من احیی امرنا یا فضیل من ذکرنا و اذکرنا عنده فخرج من عینه مثل جناح الذباب له ذنوبه و لو کانت اکثر من زبد البحر
آیا مجالس به پا می کنید و در آن  احادیث ما را می گویید؟ فضیل گفت: بله، فدای شما شوم. امام (ع) فرمود: این مجالس را دوست دارم ، پس دستورات ما را (با این مجالس) زنده کنید. ای فضیل، خدا رحمت کند کسی که سخن ما را زنده کند، ای فضیل کسی که مصائب ما را بگودید یا برایش بگویند سپس از چشمش به اندازه بال مگسی اشکی خارج شود، خداوند گناهان او را می بخشد اگر چه از کف دریا بیشتر باشد. »

هیئات و دسته های عزا

هیئات و دسته های عزا كه با اشكال منظم و البته مختلف هستند و سابقه‌ی تشكیل آن برمی‌گردد به زمان بازگشت اسرای كربلا به مدینه ، در واقع بانی این مناسك عزاداری عقیله‌ی عرب حضرت زینب سلام‌الله علیها می‌باشد.

دسته‌هایی كه با دوصف منظم خود حالتی شبیه یك كوچه را مجسم ساخته‌اند،كه این كوچه می‌تواند یادآور چند موضوع مهم باشد:

اول: كوچه‌ ی بنی‌هاشم

 شیعیان در یك حركت هنرمندانه این كوچه را بازسازی نموده اند، تا اگر كسی علت این منسك را پرسید، در جوابش مواجه گردد با این كوچه‌ ی تاریخی و اتفاقاتی كه در آن رخ داده...

آری شیعه جهت تسلای دل خود كوچه‌ای ساخته كه دیگر باطل جرأت تعرض به حق را پیدا نكند و آرزو می‌كند كه ای كاش بانوی حق منت گذارده و قدم رنجه فرمایند، و در بین این كوچه امن(در عوض آن كوچه ناأمن) چند گام شیعه را مهمان نمایند.

دوم : کاروان امام حسین (ع)

این دسته‌ها كه متشكل شده از مردان و نیز زنانی كه در پشتِ دسته راه می‌آیند و همچنین حضور همه‌ی سنین (از كودك شیرخواره تا پیرمردان) و حركتهایشان از این كوچه به كوچه دیگر و از این خیابان به آن خیابان، تداعی كننده‌ی كاروان ابی‌عبدالله علیه‌السلام از مدینه (از این منزل به آن منزل) تا كربلا و نیز كاروان اسرای حسین علیه‌السلام (پس از گذشت از منازل مختلف) تا مدینه است. كاروانی كه، بزرگ و كوچكشان و زن و مردشان، با حضور خود در این كاروانِ پر از خطر، هیچ بهانه‌ای برای بزرگ و كوچك ما و نیز زنان و مردانمان، نگذاشته‌اند و با این حضور خود به ما می‌گویند: دنیا فقط راحتی و آسایش و شكمِ پُر نیست...

دسته هایی كه حالت دایره دایره دارند و بی نظم و شلوغند، گویای قتلگه مظهر حق، حسین بن علی علیه السلام می باشند.

و دسته های شام غریبان نیز كه در تاریكی با نور شمع های در دست عزادارن اجرا میشود یادآور شب یازدهم محرم و غربت اسیران كربلاست.

 

سیاه پوش شدن

شیخ حرعاملی درکتاب وسائل الشیعه ج2 ص357 می گوید:  حسن بن ظریف بن ناصح از پدرش از حسین بن یزید از عمر بن علی بن الحسین نقل می کند: « وقتی حسین بن علی(ع) کشته شد ، زنان بنی هاشم جامه ها وعباهای سیاه به تن کردند وازسرما وگرما شکایتی ننمودند ودراین حال علی بن حسین (ع) برای مراسم عزاداری آنان غذا آماده می کردند.»

نکته اول اینکه  پوشیدن لباس سیاه درماتم و عزا از صدر اسلام مرسوم بوده است و لذا بانوان معظمه بنی‌هاشم در ماتم حضرت سید الشهدا علیه‌السلام لباس سیاه پوشیدند و ظاهر این است كه این عادت و سنتی بوده است كه قبل از آن تا عصر رسالت هم سابقه داشته است و مثل این است كه لباس سیاه به عنوان ترك تزین و شعارعزادار بودن متداول و مرسوم بوده است.
و دوم اینکه تشویق و ترغیب امام علیه‌السلام از این عمل دلیل بر رجحان آن است و از آن فهمیده می‌شودكه ادامه آن جهت فراموش نشدن این‌واقعه بسیاربزرگ تاریخی بزرگداشت و موقف عظیم سید الشهدا علیه‌السلام راجح و مستحب است.

سینه زنی

یكی از ظلمهایی كه بشریت به خود روا داشته كه فراموش ناشدنی است، نشستن شمر بر روی سینه‌ی تمامیت حق و همچنین تازاندن اسب‌هایی با نعل تازه بر روی آن سینه‌ و لـگـدمـال كـردن حـق است.

«سینه‌زنی» شیعیان پنجره‌ایست بر روی این مصائب...

اسرای اهل حرم با دیدن این صحنه‌ها طاقت از كف داده، بر قلب‌های پر از درد خود می‌كوبیدند و اول بانی سینه‌زنی برای ارباب بودند و از آنجا به دست ما رسیده است.

ناگفته نماند: كه این سینه‌زنی عزادران همچنین یادآور سینه‌ی مجروح حضرت زهرا سلام‌الله علیها توسط مسمار نیز می‌باشد كه این ظلم تاریخی نیز  فراموش شدنی نیست.

سبک های سینه‌زنی: تك و شورِ اول، واحد، شورِ آخر

دلیل این ترتیب این است كه: اسرا در ابتدا كه مصیبت داغ و تازه بود و هنوز جانی در بدن داشتند، محكم و بدون وقفه به سینه‌های خود می‌كوفتند (تك و شورِ اولِ هیئت)، بعد از ساعتی كه دیگر كم‌جان شده بودند و دستها به سختی بالا می‌آمد، آرامتر و با طمأنینه‌ی بیشتری به سینه‌ها می‌زدند (چیزی شبیه واحد ما) و وقتی سرها را به نیزه دیدند داغ دلشان تازه ‌گشت و شوری مجدد گرفتند (و همین قضیه سرّ شور آخر سینه‌زنی‌ها بعد از واحد است)

این نكته هم در مورد «واحد» نباید از قلم بیفتد كه این سخت و آرام بالا آمدن دست، خود یادآور دست مجروح مادرمان زهرا سلام الله علیهاست كه حتی تاب بالا آمدن برای شانه كردن موهای زینب سلام‌الله‌علیها را هم نداشت.

زنجیرزنی

زنجیرهای عزاداری یادآور غل و زنجیرهای بر دست و پا و گردن اسرای كربلاست،كه با مطالعه آن قضایا، هیچ عذری برای مبارزه نكردن با ناحق برای انسان باقی نمی ماند، چرا كه اسرا با دست های بسته‌ی خود بنیان حكومت ظلم آن زمان را متزلزل نمودند، تا آنجا كه یزید به ناچار اسرا را آزاد نمود و با احترامی از سر ناچاری –برای فریب مردم و بازگشتن استواری حكومتش- آنان را در واقع از شام بیرون كرد تا خلاص گردد.

درآوردن پیراهن توسط برخی سینه‌زنان نیز در نوع خود بازسازی برخی وقایع عاشوراست

اول: بدن عریان شده‌ی امام حسین علیه‌السلام...

دوم: بدن عریان عابس شاكری، یكی از 72 شهید كربلا، كه به هنگام نبرد در راه معشوقش پیراهنش را هم بیرون انداخت. البته ظاهر امر این بود كه دشمن در نبرد با او هراس داشت لذا لباس‌هایش را از تن جدا نمود تا دشمن جرأت حمله پیدا كندو اما حقیقت ماجرا این بود كه می‌خواست همه چیز خود را در راه حسین علیه‌السلام بدهد، حتی لباسش را همانگونه که حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام  هر آنچه که داشتند در راه پروردگارشان فدا کردند...

پابرهنگی

یادآور رنج پاهای برهنه کاروانیان و اهل حرم امام حسین علیه‌السلام بر زمین داغ و و پر از خار كربلا است.

گریستن و گریاندن

امام رضا (ع) فرمود:

« من یذکر مصابنا و بکی لما ارتکب منا کان معنا فی درجاتنا یوم القیامه، و من ذکر بمصابنا فبکی و ابکی لم تبک عینه یوم تبکی العیون و من جلس مجلسا یحیی فیه امرنا لم یمت قلبه یوم تموت القلوب.
کسی که مصائب ما را بیان کند و بر آن بگرید، روز قیامت با ما می باشد. و کسی که مصیبت های ما برایش بیان شود و بگرید یا بگریاند روز قیامت که همۀ چشم ها گریان است، چشم او گریان نخواهد بود. و کسی که در مجلسی که احادیث و سخنان ما بیان می شود بنشیند روز قیامت که همه دل ها مرده خواهد بود دل او زنده است.»

مرثیه خوانی

امام جعفر صادق (ع) فرمود:

« عن ابی عبدالله قال : قال لی: یا اباعماره انشدنی فی الحسین بن علی. قال فانشدته فبکی ثم انشدته فبکی قال: فوالله ما زلت انشده و یبکی حتی سمعت البکاء من الدار. قال : فقال: یا اباعماره من انشدنی الحسین بن علی (ع) شعراً فابکی خمسین، فله الجنه، و من انشد فی الحسین شعراً فابکی ثلاثین، فله الجنه ، و من انشد فی الحسین شعراً فابکی عشرین، فله الجنه ، و من انشد فی الحسین شعراً فابکی عشره، فله الجنه ، و من انشد فی الحسین شعراً فابکی واحداً، فله الجنه ، و من انشد فی الحسین شعراً ، فله الجنه ، و من انشد فی الحسین شعراً فتباکی، فله الجنه.
ابوعماره گفت: امام صادق (ع) به من فرمود: درباره ی امام حسین (ع) برای من شعر بخوان. من هم شعر خواندم، امام صادق (ع) گریه نمود. دوباره شعر خواندم امام(ع) مجدداً گریه نمود. بعد ابوعماره گفت: هر وقت برای امام (ع) شعر می خواندم آن حضرت چنان گریه می نمود که صدای گریه اهل بیت امام (ع) را هم از درون منزل می شنیدم.
بعد امام صادق (ع) فرمود: ای ابو عماره هر کس درباره ی امام حسین (ع) شعر بگوید و 50 نفر را بگریاند، پاداش او بهشت است.
و هر کس درباره ی امام حسین (ع) شعر بگوید و 30 نفر را بگریاند، پاداش او بهشت است. حسین (ع) شعر بگوید و 20 نفر یا 10 نفر و یا یک نفر را بگریاند، پاداش او بهشت خواهد بود.و هر کس درباره ی امام حسین (ع) شعر بگوید و خود بگرید و یا حالت عزا به خود بگیرد، مزد او بهشت می باشد.»

 

 

 

 

گریبان چاک دادن

در زیارت ناحیه مقدسه می خوانیم : «أَلسَّلامُ عَلَى الْجُیُوبِ الْمُضَرَّجاتِ» سلام بر آن گریبان هاى چـاک شده.

در این مورد سفارش امام صادق علیه‌السلام را هم نباید فراموش كرد كه فرمودند: «وعلی مثله...تشقّ الجیوب» برای مثل حسین باید گریبان چاك داد.

بر سر و صورت زدن

در زیارت ناحیه مقدسه می خوانیم : «فَلَمّا رَأَیْنَ النِّـسآءُ جَوادَک َ مَخْزِیّاً ، وَ نَظَرْنَ سَرْجَک َ عَلَیْهِ مَلْوِیّاً ، بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ ، ناشِراتِ الشُّعُورِ ، عَلَى الْخُدُودِ لاطِماتِ

پس چون بانوانِ حَرَم اسبِ تیزپایت را سرافکنده بدیدند، و زینِ را براو واژگونه یافتند،ازپسِ پرده ها(ىِ خیمه) خارج شدند، درحالیکه گیسوان خویش را به رسم عرب که در عزا و مصیبت های خیلی بزرگ موهای آراسته و بسته خویش را باز می کردند و سپس از روی آن مقنعه ها را می بستند چنین کردند و بر صورت ها مى زدند.»

پـرچـم‌های عزا و بـیـرق

استفاده از پرچم در قدیم بیشتر در جنگ‌ها بوده و در صورتی كه از دست پرچم‌دار سرنگون می‌شد یعنی  لشكر شكست خورده است. لذا استفاده از پرچم‌های با نام مبارك امام حسین و اهل بیت علیهم‌السلام در مراسم عزا یعنی پرچم حق‌طلبی حسین هنوز برافراشته است...

مالیدن خـاك و گـل به سر و بدن و لباس

در كربلا لشكر حق و اسرای آن را به خاك و خون كشیدند.حال شیعیان خودشان دست به خاك برده و خویشتن را خاكی می‌كنند تا شدت مصیبت زدگی را در عزای آن حضرت به تصویر کشند.

قـربـانی كـردن در عزاداری‌ها

 لفظ قربانی از واژه‌ی «قرب» گرفته شده و معنای وسیله‌ای برای نزدیك شدن به خداوند را دارد.

اطعام عزاداران

حضرت علی (ع) فرمودند:

« ان الله تبارک و تعالی اطلعَ الی الارض فاختارنا و اختار لنا شیعهً ینصروننا و یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا و یبذلون اموالهم و انفسهم فینا، اولئک منّا والینا».
خداوند بزرگ وقتی که عنایت و توجه به زمین نمود ما را به عنوان اولیاء خود برگزید، و برای ما هم پیروانی (شیعیانی) جهت یاری ما انتخاب کرد که آنان در شادی ما شاد و در غم ما محزون می باشند و اموال و جان خویش را در راه ما می بخشند اینان از ما هستند و به سوی ما باز خواهند گشت.

همانطور که قبلا اشاره نمودیم « وقتی حسین بن علی(ع) کشته شد ، زنان بنی هاشم جامه ها وعباهای سیاه به تن کردند وازسرما وگرما شکایتی ننمودند ودراین حال علی بن حسین (ع) برای مراسم عزاداری آنان غذا آماده می کردند.»

 

سقایی و آب دادن به عزادارن

این سقایی به احترام و یاد سقای کربلا حضرت قمر بنی هاشم علیه السلام انجام می شود.همچنین یادآور آن كوفیانیست كه از دادن یك جرعه آب هم مضایقه كردند.یادآور تلذی طفل شش ماهه ابی عبدالله الحسین ، حضرت علی اصغر علیهما السلام است. آب و شربت و چای عزای امام حسین علیه‌السلام برای شیعه حكم شراباً طهورای الهی را دارد. شیعیان با سقایت آن در مراسم عزا سرچشمه‌ی آن را وادی كربلا معرفی می‌كنند.

راه رفتن بر روی آتش

از شیوه های زیبای عزاداری حضرت سید الشهداء (ع) در روز عاشورا در کشورهای هند و پاکستان عبور هزاران شیعه دلسوخته و پابرهنه بر روی آتش است.این حرکت آنان یادآور به آتش کشیدن و شعله ور ساختن خیام سالار شهیدان که امتداد شعله های در نیم سوخته ی خانه حضرت صدیقه سلام الله علیها در مدینه می باشد و همچنین یادآور بدنهای زیر آفتاب سوخته اهل حرم و پیکرهای عریان و زیر آفتاب مانده سلطان عطشان و یاران باوفایش است.

طـبل و دهـل و سِـنج و شـیپور ( دمَـام)

طـبل و دهـل و سِـنج و شـیپور ابزارهایی كه در قدیم برای «اطلاع رسانی» در شهر می نواختند، تا توجه ها را جلب و خبر را گفته و مردم را روشن سازند.

دمام که در تعابیر عامیانه و به لهجه أهل نجد وجنوب عراق به طبل گفته می شود اصل آن از دم است که از دمدمة الطبل یعنی صدای طبل گرفته شده است و ظاهرا مجموعه « دقّ الطبول وضرب الصنوج والنفخ فی البوقات » به الدمام  در اصطلاح فقها ( فتوای مرحوم آیت الله نائینی در کتاب عزاداری سنتی شیعیان جلد هفتم نوشته آقای معتمدی کاشانی )  رایج گشته است .

طبل بی عاری

اما این وسیله های تاریخی در برهه‌ای از زمان نه تنها برای روشنگری و «مطّلع» كردن مردم از حقایق استفاده نشد بلكه در راستای منحرف نمودن و دوركردن مسلمین از حقایق استفاده گردید.

برای اولین بار قبل از كربلا، طبل و دهل ها را برداشته و در شهر صدا زدند: «حسین بن علی علیه السلام از دین خدا خارج شده، خونش مباح و جنگ با او واجب است» .

برای دومین مرتبه در كربلا،هنگام خطبه خواندن حسین علیه السلام برای لشكر دشمن. ایشان می خواستند مردم را «مطّلع» و روشن سازد لذا عوامل دشمن نواختند.

و سومین دفعه بعد از كربلا، باز در شهر طبلِ خارجی بودن و بی دینی اسیران را زدند. گمانشان این بود كه اینگونه از خطر «اطلاع رسانی» زینب سلام الله علیها در امان‌اند.

اما چون زینب سلام الله علیها خطبه هایش را شروع كرد، مجبور شدند برای مرتبه چهارم دست به دامان طبل و دهل و شیپور و كف و هورا شوند. اما با یك حركت دست زینب سلام الله علیها نفس ها در سینه حبس شد، و حتی زنگوله شتران از صدا افتاد.

آری، طبل و دهل و سر و صدا باید در خدمت مكتب تبلیغی زینب باشد وگرنه دشمنان بدانند، كه صدایشان به جایی نخواهد رسید.

و اما برای پنجمین بار كه برای رسوا نشدنشان امید به سر و صدای این ابزارها بستند، هنگام سخن گفتن سر مبارك حسین علیه السلام بود..

حال شیعه همان طبل و دهل و سنج و شیپور و بوق و بلندگو را برداشته تا با سر و صدای آن، همه سرشان را از خانه هایشان به نشانه كنجكاوی بیرون كشیده و پیگیر ماجرا شوند، و آن موقع است كه آنچه نگذاشتند حسین علیه السلام و اهل بیتش به مردم برسانند، به اطلاع دنیا برسانند.

اما صدای سنج، همان صدای برخورد شمشیرهای كربلاست كه هیچ‌گاه خاموش نخواهد شد...

تعزیه و شبیه خوانی

تعزیه در لغت به معنای سوگواری و برپا داشتن مراسم عزاداری به یادبود درگذشتگان است و در اصطلاح به نوعی نمایش مذهبی براساس واقعة کربلا و شهادت امامان علیهم السلام و وقایع دیگر مذهبی و قصّه‌ها و داستان‌های تاریخی و اساطیری و عامیانه اطلاق می‌شود. برخی از نویسندگان و ادیبان، واژه‌های «شبیه» و «تشبیه» و مانند آن‌ها را که از دیرباز در نوشته‌ها و منابع کلامی و اسلامی وجود داشت و مفهوم شکلی و نمایشی تعزیه را نیز بهتر افاده می‌کرد، به جای تعزیه به کار بردند تا حد و مرز آن معلوم و مشخص باشد و با تعزیه و تعزیه‌داری به مفهوم عام آن (یعنی عزاداری و روضه‌خوانی) اشتباه نشود. بعدها نویسندگان کلمة مفرد «شبیه» را، هم به مجلس تعزیه و هم به تعزیه‌خوانی اطلاق کردند.

تاریخچه تعزیه

شروع شبیه خوانی زمانی بود که اهل بیت امام حسین (ع) را به دربار یزید آوردند . یزید که خود در صحرای کربلا حضور نداشته از حاضرین در آن جریان می خواهد که آن صحنه ها را برای او بازگو و اجرا نمایند .تعدادی از حاضرین ، جریان را بازگو کرده و گاهی نمایش می دهند و ... و این طور شبیه خوانی ( البته به صورت بسیار ابتدایی ) آغاز می شود .

امروزه از این هنر برای آشنا کردن بیشتر مردم با وقایع تاریخی و مذهبی ما استفاده می شود و تأثیرات آن نیز بسیار محسوس است . امروز مردم وقت خواندن کتاب های قطور را ندارند و همچنین به سخنرانی ها هم میل و رغبت کمتر نشان می دهند ، بنابراین باید از این طریق هم نسل امروز را با تاریخ مذهبی خویش آشنا نماییم که به جرأت شبیه خوانی ( تعزیه ) است .مردم عزیز کشور ما نیز هرساله شاهد برگزاری مراسم بزرگ شبیه خوانی هستند و با استقبال گرم خود - که حاصل از رغبت بی شائبه ی ایشان به خاندان نبی اکرم اسلام (ص) است – این مجالس را با شکوه تر می سازند . امروز باید در این زمینه با فعالیت های گسترده ، این فرهنگ مذهبی را در بین مردم بیشتر جا انداخته و از تأثیرات معنوی آن بهره ببریم .