پاسخ چرا حرم سازی و ضریح سازی ؟
بسمه تعالی ذکره
سلام علیکم
سوالات مطرح شده :
1-هر چیزی که مستحب باشه و موجب قرب به خدا باشه در قول یا فعل معصوم به آن اشاره و یا تصریح شده است. آیا چنین است؟ بعد نتیجه میگیره که چون هیچ کدام از ائمه اقدام به حرم سازی یا ضریح سازی نکرده اند پس اینکار اگر مکروه نباشه نهایت فقط مباح است و بی فایده و لغو. آیا حرم سازی و ضریح سازی تصریح مستقیم در فعل یا قول معصوم داره یا نه ؟ آیا زیر مجموعه ای از یک عمل مستحب است که به آن معصوم تصریح کرده است ؟
2-اعراب جاهلی دقیقا چه نقشی برای بتها قائل بودند؟ نماینده خدا ؟ خدای یکتا را قبول داشته اند و بتها را نماینده خدا می دانستند؟ بتها را خود خدا میدانستند؟ در خالقیت یا ربوبیت آنها را شریک خدا می دانستند؟
سوالات خیلی تخصصی هستند و نیازمند به جواب طولانی...
بطور خلاصه اگه بخوام به سوال اول پاسخ بدم باید به دو اصل در دین اشاره کنم بنام برائت و اباحه.
برائت به معنی پاكى جستن، رهايى پيدا كردن و آزاد بودن، تبرّى و بيزارى جستن است و از ماده «برء» گرفته شده است. ماده «برء» در لغت به معناى تخلص، تنزه و تباعد و دورى از چيزى آمده است. مراد از برائت در كلمات فقها نيز همان مفهوم لغوى است. از عنوان برائت در اصول فقه، مبحث اصول عملی و در ابواب مختلف فقهى نظير حج، تجارت، ضمان، کفّارات، یمین و ارث سخن رفته است كه به برائت ذمه از تکلیف اشاره مى کنم.
برائت ذمه از تکلیف؛ به معناى مشغول نبودن ذمه مکلف به تکلیف محتمل، اصل برائت است.
اباحه، مباح کردن چیزی از طرف کسی است که صلاحیت آن را داشته باشد و مراد از مباح شرعی- به عنوان یکی از احکام پنجگانه- عملی است که فعل و ترک آن از نظر شارع یکسان باشد و مدح و ذمّی در هیچکدام نباشد.
اصل برائت با اصل اباحه، در نتیجه، یعنى آزاد بودن مکلف در مورد جهل به حکم واقعى، مشترک است؛ لیکن این دو تفاوت هایى نیز با یکدیگر دارند، از جمله: الف.اصل اباحه، اثبات کننده حکم در مرحله ظاهر است؛ ولى اصل برائت نافى حکم در مرحله ظاهر. مورد اصل اباحه همواره در جایى است که در حرمت چیزى شک داشته باشیم؛ ولى اصل برائت اعم از موارد شک در حرمت یا شک در وجوب چیزى است.
(به زبان خودمون یعنی اگر چیزی واجب یا حرام بود باید در آیات و روایات به آن حتما اشاره می شد.حالا که نشده یعنی مباحه.یک بخش از پروژه من مربوط به ساختن بنا بر قبور انبیاء و صالحین است دوست داشتید مفصل بخوانید تقدیم می کنم)
اما در قرآن سوره کهف آیه 21 به ساختن مسجد توسط موحدین بر قبور اصحاب کهف اشاره شده است:
{ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِدًا }
« کسانی که بر امر ایشان غلبه یافتند گفتند بر غار آنها مسجدی می سازیم.»
نقل كلام موحدين است ، شاهدش اين است كه گفتند مسجدى بنا كنيم ، و نگفتند معبدى چون مسجد در عرف قرآن محلى را گويند كه براى ذكر خدا و سجده براى او مهيا شده است.
شواهد تاریخی زیادی هم در دست است از جمله حجر اسماعیل.قبر حضرت اسماعیل (ع) و هاجر در مسجدالحرام همانطور که از نام آن مشخص است در حجر قرار داشته و اکنون نیز بقایای آن مشهود است.
سیره عقلا و گفتار فقها و اصولیین
با رجوع به سیره عقلا و گفتار فقها و اصولیین این مطلب روشن می شود که اگر فعلی را پیامبر(ص) و بعد از ایشان معصومین دیگر یا به عقیده اهل سنت، صحابه انجام ندادند، دلیل بر حرام بودن آن فعل نیست بلکه تنها این برداشت را میتوان داشت که آن فعل واجب نبوده و به همین صورت اگر فعلی را انجام دادند دلیل بر وجوب آن نیست و فقط میتوان نتیجه گرفت آن فعل حرام نیست.
حکم عقاب بلا بیان
با توجه به حکم عقاب بلا بیان و توضیح این مطلب که هنگامی شارع علیم و حکیم در مورد فعلی هیچ بیانی نفرموده به حکم عقل اگر مکلفین را بر انجام آن فعل مؤاخذه و مجازات و عقاب کند قبیح است.به این نتیجه می رسیم که با سکوت شارع هیچ معذوریت شرعی ندارد.
اصل اباحه نزد اهل سنت
بزرگان فقها و محدثین اهل سنت، اصل اباحه را با استناد به احادیث زیر قبول دارند.زرکشی در اشباه و نظائر این احادیث را چنین آورده است :
<< بزار و طبرانی از ابی درداء روایت می کنند پیامبر (ص) فرمودند:
« مَا أَحَلَّ اللَّهُ فَهُوَ حَلَالٌ وَمَا حَرَّمَ فَهُوَ حَرَامٌ وَمَا سَكَتَ عَنْهُ فَهُوَ عَفْوٌ ، فَاقْبَلُوا مِنْ اللَّهِ عَافِيَتَهُ فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُنْ لِيَنْسَى شَيْئًا »
« آنچه خدا حلال فرموده حلال و آنچه حرام فرموده حرام است و در مورد هرآنچه سکوت کرده عفو و بخشش اوست.از خداوند عافیتش را طلب کنید همانا خداوند هرگز چیزی را فراموش نمی کند.»
اما سوال دوم
در بحث بت پرستی اعراب جاهلیت نظریات متفاوتی وجود دارد اما آنچه از خود قرآن استفاده می شود چنین است:
اعراب جاهلیت که شالوده دین حضرت ابراهیم ع در میانشان باقی مانده بود به خالقیت و ربوبیت و رزاقیت الله معتقد بودند.
قُلْ مَنْ يرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ يمْلِكُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ يخْرِجُ الْحَي مِنَ الْمَيتِ وَيخْرِجُ الْمَيتَ مِنَ الْحَي وَمَنْ يدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ(يونس/31)
قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ لَا يمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعًا وَلَا ضَرًّا قُلْ هَلْ يسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيهِمْ قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ (الرعد/16)
قُلْ مَنْ يرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَإِنَّا أَوْ إِياكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ (سبأ/24)
اما آنها بواسطه انحرافاتی که در میانشان بوجود آمد ابتدا قائل شدند که خدا و فرشتگان جواهری در عرش هستند؛ خدا بزرگترین نور و فرشته ها انواری کوچک در پیرامون او، که از نظر شرف و نزدیکی به خدا با یکدیگر تفاوت دارند.سپس پیکری بزرگ و پیکرهایی کوچک را به صورت آن خدا و فرشتگان می ساختند و در برابر آنها کرنش و ستایش می کردند، ولی در واقع عبادت خود را برای خدا و فرشتگان (جواهر نورانی ساکن در عرش ) می دانستند.بعد گروهی این توهّم را کردند که خدا (یا جواهر روحانی مدبّر عالَم ) در آنها حلول کرده وبه تبع آن برای آنها نقش خدایی قایل می شدند.
گروهی دیگر از بت پرستان خدا را سازنده و روزی دهنده و مدبّر امور عالَم می دانستند، اما با این استدلال که عظمت او از محدودة درک بشر بیرون است و انسانها شایستگی عبادت بیواسطة او را ندارند، بتهایی می ساختند و آنها را می پرستیدند تا از این راه به خدا نزدیک شوند و در واقع او را بپرستند. در سوره یونس آیه 18 (وَيعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يضُرُّهُمْ وَلَا ينْفَعُهُمْ وَيقُولُونَ هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ) به این نکته اشاره شده است.
برخی دیگر بتها را نمادی از فرشتگان و فرشتگان را صاحب مقامی بلند (نه مقام تدبیر عالَم ) نزد خدا می دانستند، ازینرو با پرستش بتها به پرستش فرشتگان می پرداختند تا به خدا تقرّب جویند. کسانی نیز بتها را قبلة خود به سوی خدا می شمردند، چنانکه کعبه نیز قبله ای به سوی خداست . بت پرستانی بوده اند که بر هر بت ، شیطانی را موکّل می پنداشتند و معتقد بودند که پرستش کامل این شیطان سبب گره گشایی از کارهایشان می شود و در غیر این صورت ، آن شیطان به فرمان خدا آنها را گرفتار نکبت می کند. در این تلقّی نیز، شیطان (در مقابل فرشتگان ) نقش تدبیری در عالَم داشته است .
در بیشتر عقاید یادشده ، هرچند بت جنبه ای نمادین از معبودی نادیدنی یا روحانی یا غایب داشت ، یا تندیس برخی صالحان و گذشتگان و وسیلة یادکرد خاطرات آنها یا تبرّک جستن به آنها بود، با مرورزمان ، رفتار احترام آمیز بت پرستان نسبت به این اشیای ساختة بشر، به پرستش بدل می شد و دربارة آنها باور خدایی پدید می آمد. آنها در برابر بتها نیز آیین مذهبی اجرا می کردند و قرآن کریم به برخی از آنها که در میان عرب رواج داشت ، اشاره کرده است.
وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُوا هَذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَائِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَائِهِمْ فَلَا يصِلُ إِلَى اللَّهِ وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يصِلُ إِلَى شُرَكَائِهِمْ سَاءَ مَا يحْكُمُونَ(الأنعام/136) وَكَذَلِكَ زَينَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ لِيرْدُوهُمْ وَلِيلْبِسُوا عَلَيهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يفْتَرُونَ(الأنعام/137) وَقَالُوا هَذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لَا يطْعَمُهَا إِلَّا مَنْ نَشَاءُ بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لَا يذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيهَا افْتِرَاءً عَلَيهِ سَيجْزِيهِمْ بِمَا كَانُوا يفْتَرُونَ(الأنعام/138)
در ضمن در قرآن و منابع اسلامی اگر بت پیکری از چوب یا فلز و به شکل انسان یا حیوان باشد، «وَثَن »، وچنانکه صورتِ بدون پیکر باشد «صنم » نامیده می شود. واژه های «نُصُب » و «انصاب » نیز برای بت به کار رفته است.
اما درد و مرض این سنیها و سنی زده ها قضیه توسل ماست که به این مسائل گیر میدن. در سوره اسرا آیه56 و 57 امده :
قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلَا يمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ وَلَا تَحْوِيلًا(الإسراء/56)
بگو: «کساني را که غير از خدا (معبود خود) ميپنداريد، بخوانيد! آنها نه ميتوانند مشکلي را از شما برطرف سازند، و نه تغييري در آن ايجاد کنند.»
أُولَئِكَ الَّذِينَ يدْعُونَ يبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيهُمْ أَقْرَبُ وَيرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا(الإسراء/57)
کساني را که آنان ميخوانند، خودشان وسيلهاي (براي تقرب) به پروردگارشان ميجويند، وسيلهاي هر چه نزديکتر؛ و به رحمت او اميدوارند؛ و از عذاب او ميترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهيز و وحشت است!
بعد میگن این آیه شامل توسلات شما به ائمه ع هم میشه.
«مسئله توسّل و دست به دامن شدن به بعضی از مقرّبین درگاه خدا، به طورى كه از آیه :
يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(المائدة/35)
اي کساني که ايمان آوردهايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيلهاي براي تقرب به او بجوئيد! و در راه او جهاد کنيد، باشد که رستگار شويد!
برمىآید عمل صحیحى است و غیر از آن عملى است كه مشركین بتپرست مىكنند، چرا كه آنان متوسل به درگاه خدا مىشوند، ولى تقرب و عبادت را نسبت به ملائكه و جن و اولیاى انس انجام مىدهند، و عبادت خداى را ترك مىكنند، نه او را عبادت مىكنند و نه به او امیدوارند و نه از او بیمناك، بلكه همه امید و ترسشان نسبت به وسیله است، و لذا تنها وسیله را عبادت مىكنند، و امیدوار رحمت وسیله و بیمناك از عذاب آن هستند آنگاه براى تقرب به آن وسیله، كه به زعم ایشان یا ملائكه است و یا جن و یا انس متوسل به بتها و مجسمهها شده خود آن خدایان را رها مىكردند، و بتها را مىپرستیدند، و با دادن قربانی ها به آنها تقرب مىجستند.
خلاصه اینكه ادعاى اصلیشان این بود كه ما به وسیله بعضى از مخلوقات خدا، به درگاه او تقرب مىجوئیم ولى در مقام عمل آن وسیله را بطور مستقل پرستش نموده، از خود آنها بیمناك و به خود آنها امیدوار بودند، بدون اینكه خدا را در آن منافع مورد امید، و آن ضررهاى مورد بیم مؤثر بدانند، پس در نتیجه بتها و یا خدایان را شریك خدا در ربوبیت و پرستش مىدانستند.»
معنای شرک بودن توسل به ذات اولیای الهی اینه که آدمی غیر خدا را در مقابل خدا مستقل بالذات بداند یا در صفات و افعال قائل به استقلال او شود یا غیر خدا را قابل پرستش بداند. اکنون چرا باید بگوییم متوسل شرک ورزیده است؟ مگر خالق جهان را دو تا پنداشته است که به اعتقاد توحیدی در خالقیت او لطمهای بخورد؟ یا مدبر کارگردان را دو تا دانسته است تا توحید در ربوبیت او انکار شود؟ یا غیر خدا را پرستش نموده است تا توحید عبادت و پرستش او دستخوش اختلال گردد؟ وسیله قرار دادن ذات چهارده معصوم ع در هیچ کدام از انواع شرک داخل نیست.
نمیدونم این اندازه پاسخ کافیه یا بفرمایید بیشتر توضیح بدم.